آدم کیست؟ قرآن در پیدایش آدم چه منطق دارد؟

 در منطق قرآن آدم کیست؟
خداوند که در قرآن کریم در پیدایش جاندار آب را آدرس نشان می دهد، چرا در ارتباط آفرینش آدم از گل یادآور می شود؟
در منطق قرآن، آدم در کدام صحنه از زیست به میان آمد؟
در دین جامعه خدا در کرسی نشسته است و امر کرده است تا از گل در همان هنگام آدم آفریده شود و همانند احمد و یا محمود امروزی شکل بگیرد می باشد.

خداوند مانند یک انسان کدام شاه می باشد که در عقل بسیاری در کرسی نشسته نمایان است؟
ستاره های کائنات احتمالا بیشتر از تعداد ریگ های روی زمین اند خدایکه این کائنات محتشم را آفرید آیا مانند یک انسان از گل آدمی را آفرید مانند احمد امروزی؟
خداوند در سوره مومن از آیت های دوازده تا چهارده اولین آفرینش که بالاخره آدم در مسیر در طبیعت آفریده شد، معلومات داده است.
ناگفته نماند در اولین آفرینش رحم مادر وجود نداشت. چونکه انسان موجود نبود. لاکن بعد از مرحله اول که نوبت بر رحم مادر رسید، منطق آفرینش تغییر پیدا نکرد، لیکن مسافت زمانی بی نهایت کوتاه شد. یعنی در اولین آفرینش تا که زنده جان بر مرحله آدم رسید بلکه میلیون ها سال را طی کرد و زمانی آدم شناخته شد خداوند از روح خود دمید و او جاندار را خداوند آدم قبول کرد که او جاندار آدم معرفی شد.
اگر از روح خود نمی دمید او زنده جان موجود می بود لاکن آدم نمی شد.
یک نقطه نهایت باریک قرآن کریم!
خداوند می گوید" و به یقین انسان را از عصاره ای از گل آفریدم" یعنی از شیره یکه آب حاکمیت داشت انسان را آفریده است. در ادامه می گوید" سپس او را نطفه ی در جایگاهی استوار قرار دادیم"
یعنی در مرحله ی می رسد که در حال جان گرفتن از بی جان بر جان دار است و در ادامه می گوید" آنگاه نطفه را به صورت علقه درآوردیم پس آن علقه را مضغه گردانیدیم و آنگاه مضغه را استخوانهایی ساختیم دیگر پدید آوردیم آفرین باد بر خدا که بهترین آفرینندگان است"
این مرحله ی است که میلیون ها سال را احتمالا در بهر گرفته است چونکه شکم مادریکه وی را به وجود آورده باشد وجود نداشت زیرا هنوز زنده جان موجود نبود.
اگر کمی دقت کنیم در میابیم، در زنده ماندن در آب و موادیکه از خاک می رسد ضرورت داریم. یعنی بر منطق قرآن، از اولین جاندار تا آخرین جاندار و از اولین آدم تا امروز و تا روزیکه کائنات دیگرگون می شود، همه جاندارها، بر خاک ضرورت دارند و انرژی آفتاب را از طریق موادیکه از خاک می گیرند بر وجود می رسانند.
یعنی، آدم اول و آدم امروز و آدم اخیری همه از خاک ساخته شدند و می شوند.
اگر در قرآن، گل یادآور نمی شد او زمان بی منطقی می شد. چونکه ما با عقل سر دیدن داریم که در جسم، موادیکه تهیه می شود به صورت کل از خاک به وجود می آید. یعنی فرض کنید وزن بدن طفل تان ده کیلوست و یک سال بعد که نمو می کند وزن بدن او پانزده کیلو می گردد، در یک سال پنج کیلو که وزن گرفته است به صورت مطلق از خاک برای طفل تان رسیده است. چونکه دیگر امکان ندارد.
قرآن سندی ندارد که گفته باشد خداوند گل را گرفت برای او شکل آدم را داد و بعد از آن، روح اش را دمید و در همان هنگام برای فرشته ها گفت که سجده کنید. چنین منطق مخالف روح و بیانات قرآن است و لاکن کس هایکه از بین قرآن خبردار نیستند بر این منطق باور دارند که مشکل بزرگ برای اسلام شدند.
خدا زمانیکه برای فرشته ها از تکوین یک جاندار جدید از اسم آدم بحث کرد، نگفت که گل را می گیرم برای او شکل می دهم و همان لحظه جان داده روح می دمم و شما در همان اثنا برای آدم سجده کنید.
چنین نگفت پس چگونه گفت؟
خداوند در سوره ص آیت هفتاد یک می گوید: «و به خاطر بیاور هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت: من بشری را از گل می‏آفرینم»
دقت در این نقطه کنیم، خداوند برای فرشتگان می گوید از گل بشری را می آفرینم. چرا چنین گفت؟
به خاطر اینکه فرشتگان ساختار جدا داشتند و خداوند از گل که یاد آور شد، منطقی که داشت از بین جاندارهای که از گل آفریده شده اند انتخاب می شد. زیرا در آیت های دیگر این تز را هویدا می سازد.
در ادامه در همین سوره در آیت هفتاد دو می گوید: «هنگامی که آن را نظام بخشیدم و از روح خود در آن دمیدم، برای او به سجده افتید»
دقت کنیم، خداوند از یک نظام ترتیب شده بحث می کند و در منطق قرآن، هر نظام ترتیب شده، با یوم ها یعنی با دوره ها یعنی مدت زمانی طولانی معرفی می شود، مثل آفرینش زمین!
الله در آفرینش زمین در سوره فصلت در آیت نو می گوید: «بگو: آیا شما به آن کس که زمین را در دو روز "یعنی در دو دوره" آفرید کافر هستید و برای او همانندهایی قرارمی‏دهید؟! او پروردگار جهانیان است»
[دقت کنیم، خداوند می توانست بگوید پف کردم چپ کردم زمین را آفریدم و لاکن در منطق کارهای خدایی بی منطقی می شد. زیرا مخالف علم قرار می گرفت. بدین خاطر در قرآن انشای وجود ندارد بدون زمان باشد و در خلقت آدم نیز این منطق را خداوند بیان می کند.]
بعد از این که در زمان طولانی نظام ترتیب می شود، بعد از آن زمان، الله از خود برای جاندار روح می دهد و او جاندار بر مقام آدمی ارتقا پیدا می کند.
زمانیکه ما از سوره ص تصمیم خداوند را در ارتباط آفرینش آدم مطالعه می کنیم، باید در سوره بقره برویم و آیت سی را با دقت بررسی کنیم؛ زیرا، منطق نوشته شدن قرآن با دیگر کتاب ها تفاوت دارد، برای درک یک حقیقت، ما باید منطق نگارش این کتاب معتبر را درک کنیم، در غیر آن خطا می کنم، پس با این منطق می بینم خداوند که برای فرشته ها از جانشینی خود صحبت کرد، چگونه منطق را استفاده کرد؟ مهم این نقطه است که بسیاری دقت ندارند. الله در آیت می گوید: « و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت من در زمين جانشينى خواهم گماشت [فرشتگان] گفتند آيا در آن كسى را مى‏گمارى كه در آن فساد انگيزد و خونها بريزد و حال آنكه ما با ستايش تو [تو را] تنزيه مى‏كنيم و به تقديست مى‏پردازيم فرمود من چيزى مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد»
دقت کنیم، خداوند نمی گوید که جانشینی را می آفرینم، چنین گفتار ندارد. زیرا جانداری که بعد با روح دادن آدم معرفی می شود، وجود دارد.
یعنی از بین جاندارها یکی آن را انتخاب نموده جانشین خود در روی زمین می سازد و این عمل با دادن روح از خود خداوند در اجرا قرار می گیرد. اگر خداوند این تصمیم را نمی گرفت یعنی از روح خود نمی دمید، بازهم ما در دنیا وجود می داشتیم چونکه آفریده شده بودیم. او وقت نه از نام آدم از گم نام یک جاندار دیگر که خلیفه در کائنات شده نمی توانست موجود می بودیم.
یعنی جاندار تا به مقام آدمی رسیدن زمان طولانی را طی کرد و با تکامل برای آدم شدن نزدیک شد تا که روح از خداوند داده شد. چونکه در کتاب مقدس، مطلبی وجود ندارد بدون منطق باشد.
تئوری فرگشت [تکامل] از تغییر و تکامل ظاهری زنده جان ها که معلومات می دهد، بر منطق قرآن مساعد است. از این سبب که جاندار تا به مرحله آدم رسیدن، زمان طولانی را طی کرد و هنگامیکه خداوند تصمیم گرفت تا جانشین در کائنات انتخاب کند، جوهر روح از خداوند بود که به مقام آدمی رسید و از بین جاندارها یکی آن انتخاب شد و روح برایش داده شد تا از دیگر جاندارها جدا شده آدم معرفی شود. حادثه به این گونه شد.
از قلم اوکتای اصلان راه سوم 5/22/2016