دو بیتی های عاشقانه از عدالت

 
      تو به آیینه نظر کنـی مــی نگرد به تو آیینه  
      به این رخـــسار زیبا و گلـــــرخ افـــــسانه 
      تو در آیینه نظر انداز داری و زین بیخبری
      اوف مـــــــی کــشد آیینه میگه پری جــانانه

از قلم اوکتای اصلان راه سوم
"عدالت" یک اثر شیرین با داشته های غنی انسان را در تفکر می برد عدالت را بخوانید مشکلات جامعه را از یک دیدگاه دیگر دیدن کنید.
     


 
      فصل گرمای گرمــــی از قلب من رسید
      فضا را آتــــشی کرد سوی انجمن رسید
      کاش فصل پنجـمی در ره ی من می بود
      مــی گفتم که معجزه ببین که چنین رسید
 
از قلم اوکتای اصلان راه سوم
کتاب "عدالت" یک حقیقت تلخ جامعه را با داستان شیرین پیشکش دارد.




      هنر گـردش چشمت اشــارت ابرویت
      دام و صد بلا شده گرفتارم به خـویت
      گـرفته بوی جانت خماری ای خمارت
      مینای شراب شده او سرخــــی رویت 
 
 از قلم اوکتای اصلان راه سوم
چرا در جامعه های دنیای اسلام هر کی خود را باناموس و با غیرت می گیرد و لاکن در کوچه و سرک با چشم زنان را اذیت می کند؟ کتاب "عدالت" گفتار بی شمار بر چنین دردهای جامعه دارد.



 
      یک عمر میتوان سخن از لب یار گفت 
      در خمر لـب یار ترانه ی گـــوار گفت 
      بلبل شــــــوم بــــگردم در حــــریم یار 
      در عبیر و پونه اش اثرهای بهـار گفت 

از قلم اوکتای اصلان راه سوم
در داستان کتاب "عدالت" یک دختر کابلی که سنی مذهب است باجوان شیعه مذهب دوست و عاشق می شوند، مذهب شان بالای شان درد بزرگ می گردد چونکه بزرگ های دو طرف مخالف ازدواج شان است. این درد جامعه های اسلامی کی یک طرفه می شود؟ "عدالت" انتقاد دارد.
 


 
     با قطره های اشک شب تا سحرپند       
      از شکوه ی دل از عشق دردمند   
      از تپیدنـم تا سحر بـــــی خبر اقبال 
      شــبم دربند و دلـــــــــــــم زهر خند 

از قلم اوکتای اصلان راه سوم
اگر که فرهنگ جامعه را با خواست عصر نوسازی نکنیم آیا جامعه ترقی کرده می تواند؟ "عدالت" نظر دارد.




      بدهید شیشه ی شرابی سال خورده را
      کنون که شیشه ی تقوا شکست شر آفریده را
      در کوه ی خرابات لاف از کرم مزن
      هرسخن جای که دارد درک کن مکان آموزنده را

از قلم اوکتای اصلان راه سوم
"عدالت" با داستان شیرین و با سروده های دلنشین شما را در تفکر می برد چونکه جسارت گفتار تازه را دارد.
 



 
      نامردی مرگ گر بر سرم نیاید
      مهر تو جاودانـی ست مــی آید
       گر که شود نامـردی در راه ما   
       تو را دارم مــرگ هــــم بسراید

از قلم اوکتای اصلان راه سوم
در کتاب "عدالت" شبنم و علی جان چه خطا داشتند قربان فرهنگ فامیل ها شدند؟ آیا بزرگ های جامعه یک بار در عقب دیده بر خطاهای شان نظر می اندازند؟ "عدالت" را بخوانید ممنون می شوید.
 

 
 
      از انفاس بهشـتت بویـت زد شـرافــــــت
      گرفت از طی دلـم تسلــــــــیم ام با الـفت 
      یادداشت های حُسن تو پروانه شد نخفت
      کفرت که ایمانم شد دلـــــم بدسـتت آفـــت

از قلم اوکتای اصلان راه سوم
کتاب "عدالت" رشوت و خیانت های دوایر دولتی را با کدام شیوه بیان کرده است؟ "عدالت" تکان دهنده است.


 
 
      روان او گل لاله با عشوه های زیبا
      تـن نـاز رفتار دارد نازنین دلـــــربـا 
      نازنین و لاله یـی مشک عنبردار دار 
      مشک عنبردار دار او لاله اعلا   
 
از قلم اوکتای اصلان راه سوم
چرا در کتاب "عدالت" جنده بالا سخت زیر انتقاد قرار گرفته است؟ با کدام دلیل؟ "عدالت" فکرهای خواب برده را بیدار می سازد.



 
      در عشقت اسیر شدم که دنیا شده زیبا 
      زیبایی از حُسن توست تو هستی دلربا     
      دمیده است نورتو در سـینه های گل ها  
      تابیده اشراق توســــت که گل ها گوارا 

از قلم اوکتای اصلان راه سوم
سروده ها در کتاب داستانی "عدالت" با کدام منطق تحریر شده اند؟ "عدالت" نوآوری است.
  

 
 
      هر بار ببینـــــــی به چـــــشم اســـــیر من
      مــی دزدی چـــشم من را ای چشمدار ثمن
      او لحظه شرمــــی میشم از جلای چشم تو 
      بگو که این عشق است تاثیرش در بر من؟    
 
از قلم اوکتای اصلان راه سوم
"عدالت" چرا در اسلام جامعه انتقاد دارد؟ با کدام شیوه بین حکایه عاشقی اسلام قرآن کریم بیان شده است؟


 
 
      شعله ی داغ هسـت آفرازهـــی عشق 
      شقایق مانند هست حریت راهی عشق
      با حریت مـی روئید همچو گل شقایق 
      یک گل آزادی است پادشاهــــی عشق

از قلم اوکتای اصلان راه سوم
"عدالت" یک اتوپیای نوین است با داشته های پر محتوا در همه عمر بر شما با سوالات زیاد سبب خاطره می شود.
 

 
 
      توبه هایم را شکستی مــــــی بده تو ساقیا
      پای کوبــی مــی کنم در راه ی گلـی توتیا
      زاهدی ام را شکســـتی بت پرستم ساختی
      کار یاری گر چنین است می و جام و تو بیا
 
 از قلم اوکتای اصلان راه سوم
در "عدالت" چگونه روشنفکری تعریف شده است؟ آیا هر باسواد روشنفکر شده می تواند؟



 
      بیا مـــن پروانه و تو شمع مـن باشـــی
      در این گلشن بهار، گلی پر ثمن باشــی
      من سوخــتم ز هجر تو ریزیده شدم من
      بیا ای چراغ من خورشید و سمن باشی 
    
      از قلم اوکتای اصلان راه سوم
      کتاب «افغانستان چگونه ویران شد؟» تاریخ نزدیک افغانستان را با حقیقت ها بیان می کند.
 


 
      از نـام تو زدم آتـش بـه جـــــان خویــش
      چون شمع ریزیدم ازنامت با زبان خویش
      پروانه به تو شــــدم شمعــم گـفتم و گشتم
      چون که نام تو را گرفتم به شـــان خویش
     
       از قلم اوکتای اصلان راه سوم
       کتاب «جنت» با کتابت شیرین داستان پراندرز دارد.


 
 
 

      از کتاب عدالت، کتاب عدالت یا جهش سوی قرآن یک اتوپیای جدید است با داستان شیرین تلخ حقیقت های تلخ را در روی جامعه می کشد و برای فرهنگداری جامعه از دیدگاه اسلام نوین، روش جدید را از قرآنکریم طوری پیشکش می سازد که با داستان شیرین تلخ و گفته های شیرین و با سروده ها، روح و روان جوانان را در نظر گرفته است، منطق نوشته های کتاب هر علاقمند مطالعه را با خوشی و غم در تفکر می برد، تمنی آن که با این روش بتوانم در وطن و دنیای اسلام یک فرهنگ جدید را سبب شوم، با این نیت اگر چیزی بر خدمت تقدیم کرده بتوانم و دوستان اگر منطق نوشته های من را مفید بدانند از دوستان افغانی و دوستان ایرانی صمیمانه خواهش دارم تا آدرس سایت را بر دوستان شان رسانده همکاری شان را لطف کنند موفق باشید اوکتای اصلان راه سوم 4/25/2016