تک بیتی های دلنشین شیرین

 

شب تا سـحر تا صحبدم در عرصه ی عشق

خـواب بـه چـشمـان نـیسـت کـه مـبتـلا شـدم
از قلم اوکتای اصلان راه سوم

 



از کوه ی خرابات که جمالت نظر افکن می کند 
از صومعه و بتکده امت را توبـه شکــن می کند
از قلم اوکتای اصلان راه سوم





وز خنده ی گل مبسم لب که مـی گشایم

آن گل لبـان تـوســت تـرانـه مـی سرایم
از قلم اوکتای اصلان راه سوم





سماع واعظ چشمان با کرشمه ی ابروان

مـرا مـست سـاختـه بـا شـربـت لـبـان
از قلم اوکتای اصلان راه سوم

 


 

بر قــدح دسـت تو شربـت لـب افـتیـده 

باده را عشقی ساخته لب ز مـــی آکنده
از قلم اوکتای اصلان راه سوم




مهر عشق که حیات تا لب گور لهو شیرین

کـام هـر دل بســرایـد که عــشق زر بـریـن
از قلم اوکتای اصلان راه سوم




جز مستی اندیشه ندارم که دیگر یاد کنم
از عشـوه ی ابرویت چرا خود آزاد کنم؟
از قلم اوکتای اصلان راه سوم 


                                                       
 


از لبـان شـکرین بوسـه ی جان را بده

جانـم قربان شان بوسه های ارزنده را
از قلم اوکتای اصلان راه سوم

 


لب میگون توست که لبم باده پرست
بــی بـاده مــست آتـش بدسـت 
از قلم اوکتای اصلان راه سوم




چون نوبهار آمد بویت به جان دمید
لاله سرخ عشق را بر سـر م وزیـد  

از قلم اوکتای اصلان راه سوم



 

این بوی یار که از صحن چمنش بر خیزته
چون بوی لاله زار عـیش مسـتـی را آراسته
از قلم اوکتای اصلان راه سوم




 

مژگان را برهم مزن قافیـه شعرم گریخت

شیطان زیبایـی هاست که فسون ها ریخت

از قلم اوکتای اصلان راه سوم
 




از دل زده شدم بر فسون های مژگانت

سیاه چشمانت طلسم با هنـر زبانـت

از قلم اوکتای اصلان راه سوم



 

در کار معشوقی هر چند تو استادی

لیکـن از مـن آمـوز هـنـر پـریـشانی
از قلم اوکتای اصلان راه سوم




باز از سر مسـت می سازد گیسویت
خرابم مــی کند تماشای چشم جادویت   

از قلم اوکتای اصلان راه سوم




مستـم با تــلاش در جنـــگل مــوی تو
چیزی نــمی خواهم غیرازعطربوی تو

از قلم اوکتای اصلان راه سوم



 

هـنر مـوی تـوست نقـاش بـاد شده ام
به رقص زیبای او مست آباد شــده ام

از قلم اوکتای اصلان راه سوم



هر کی سوی زلف پریشان تو دید

دل را باخــت باقــــــرار نـنشسـت
از قلم اوکتای اصلان راه سوم




بر مشامـــم برسـد بــــوی گــیسوی تو

چونکه عطرجانـم خوش بویی تو
از قلم اوکتای اصلان راه سوم



 

بـوی مـوهای تـو عبـیـرو پونـه بوی
چو گلاب مـی خیزد زلفان سر روی

از قلم اوکتای اصلان راه سوم



 

در هر شکن زلف پیچیده گیر تو دامی هویدا
از قـعـر دل مــــــــی گـیــرد تســلـیـمـم  روا

از قلم اوکتای اصلان راه سوم




با عشـق اگـر که سـوی مـن بیاید

من آن پرنده ام گل وفا مـی ریزم
از قلم اوکتای اصلان راه سوم

 

چراغ عشق بر عالم مصور و منور 
صـورت نقاشـی اش مـنور و بـهاور 

از قلم اوکتای اصلان راه سوم

 

 

چشم مست تو عجیب جلــوه گر و شرابی
بر یک نگاه مـی گیرد چشم مست خماری

از قلم اوکتای اصلان راه سوم




بر عشق تو از بسکه، دل به خروش آوردم
از نامت غزل ساختم، عالم به جوش آوردم
از قلم اوکتای اصلان راه سوم

 


      کتاب جنت با خیال پردازی فانتزی و با حکایه شیرین، روح شما را در هنگام مطالعه خوش نگه می دارد. سروده ها با ادبیات سخنان شیرین انگبین این کتاب است. داستان جنت از جنت یک حکایه شیرین با پیام هاست. داستان جنت با خیال پردازی ها دنیای جدید است، در کتاب جنت اتوپیای نوین طوری بیان شده است هرگز از خواندن کتاب خسته نمی شوید. داستان کتاب جنت از داستان فیلم مشهور علمی آواتار غنی و زیباست، اگر از جانب سینما هالیود فیلم سینمایی ساخته شود دنیا را بخود می گیرد، اگر از دوستان افغانی و دوستان ایرانی کسی در این ارتباط همکار شده بتواند از امتیاز بهرمند می شود و با این خدمت شان می توانند در تغییر رنگ های دنیای اسلام خدمت فراموش ناشدنی را انجام دهند. کتاب های مکتب راه سوم خاطر تغییر رنگ های دنیای اسلام سوی اتوپیای نوین است، اگر داشته های این سایت چیزی بر دنیای اسلام خدمت کرده بتواند از دوستان افغانی و ایرانی صمیمانه خواهش می شود همکار شده آدرس سایت را بر دوستان شان برسانند. کتاب ها از قلم اوکتای اصلان راه سوم 4/282016