سرورده شیرین با سخنان زیبا


از کتاب مادر از کتاب های مکتب راه سوم از قلم اوکتای اصلان راه سوم

من که با خاطرات تو زنده ام به یادم است التفات ها و توصیف های عاشقانه!
کجا می دانستم؟
کجا می دانستم حرف هایت همچو برف های بهاری می گردد مثل یکه جان نو شکوفه درختان را یخ برف ها که می گیرد جانم را چنین گرفته است سخنان خوش مگر برفی تو.
روز های سخت ام با امیدها سپری شد تا بیایی با محبت ات پیک ام را از راف پر کنی، نوشیده از سلاف مهر تو نشه شرابی شوم تا می ام باده خوشی در همه حیات من شود که تو چمانه صهبا باشی من غرق ساغر سخنان مست خمر تو...
اگر که شعرهای شکوه اظهار دلتنگی را دریافتی، دنبال شاعر آن نگرد، به چشمان خیس من ببین، صندوقچه قلبم را باز دارد تا بدانی همه هنر و خلاقیت توست سروده شده اند.
اگر که از پنجره چشمانم حال دلم را دیده بتوانی شعرهایم خون دل خوردن ها را تلافی ندارد، فقط آرزو دارد آنقدر عاشقت بسازم دیگر نتوانی گریز کنی.
بیا حواس ام را جمع کنم.
بیا جاذبه ات را دو باره نما به چشمانم کنم تا بند افکارم شل شود به عشق دو باره باز شدن!
وقتی شعری بیاید تو در بین ش نباشی قلم و کاغذ بیتابی دارند تا دریابند اسم ات را در گوشه از سروده ام.
یک لحظه عاشقم باش از طی دل تا بدانی طوفان دلم را در اسارت عشق!
و یازده بار اسم می را در سروده آورده گفت:

      بیا تو ساغرم شو صهبا مهرت، مـی، شود
      چمانه پر خـــمر شـــود بدل آرامــــــی شود
      سکونت نیست دلــم طغیان سوی باده اسـت
      ز دستت ســــلاف بده بدل گرامــــــی شـــود 
      هر صبا با عشق بنگر با صبوحـی تازه دم
      صراحی از راف کن صحنه دلگرمی، شود
      شام تا ســـحر بیداری دم بدم نبیذ نوشــــــی  
      با این کار،بغض را بکش بدل غلامی شود
      مل انگورشراب خــــــمارش زدست توست
      مســکر با مـهر بده دل به تو هامـــــی شود  



ادامه در کتاب مادر، کتاب مادر با حکایه شیرین تلخ روح شما را در هنگام مطالعه خوش نگه می دارد. سروده ها با ادبیات سخنان شیرین حبه انگور برای داستان این کتاب است. حکایت مرکزی، قصه های کودتا پند دهنده را و جریان سیاست نزدیک افغانستان را از یک زاویه حقیقی طوری بیان می کند هرگز از خواندن کتاب خسته نمی شوید. کتاب های مکتب راه سوم از قلم اوکتای اصلان راه سوم 4/26/2016