دو بیتی های عاشقانه از جنت

  
      کتاب جنت را بخوانید کتاب جنت با داستان فانتزی شیرین و با دوبیتی ها و سروده ها که بر روح داستان هر سروده منطق خود را دارد، مخلص های مطالعه را در بین دنیای نو می برد و با جروبحث ها در دنیای تفکر می اندازد. این کتاب حقیقت تلخ جامعه های دنیای اسلام را در رخ هر مسلمان می زند. امروز در دنیای اسلام اداره و رهبری جامعه در دست کسانی افتیده است بیشتر بر دین عقل شان ایمان و باوری دارند تصور دارند که بهترین دیندار اسلام هستند. این ویژگی سبب شده است اسلام قرآنکریم کم رنگ شود در جایش اسلام جامعه با رنگ شده است و از اثر داشته های اسلام هر جامعه، هر کی خدای عقل خود را پرستش می کند در عقب قواعد اسلام عقل خود می رود که هر جامعه از دنیای اسلام بدبخت شده است و هر کی جنت و دوزخ و خوبی و خرابی عقل خود را در عوض دستور خداوند به وجود آورده است، لاکن جامعه از حقیقت کتاب قرآن بی خبر است، چونکه قرآن دنیای دیگر دارد.
امروز کسی اگر از منطق قرآن، اسلام را به جامعه پیشکش کند هرگز پذیرش ندارد زیرا ملت در اسلام زبان به زبان آمده باور دارد چرا گفتار از منطق قرآن را قبول کند؟
خطا در کجاست؟ کتاب جنت این نقطه را در نظر دارد. سروده ها در بین کتاب، در بخش های داستان رنگ روغ داده است، سبب اینکه در کتاب های مکتب راه سوم روح و دنیای جوانان در نظر گرفته شده است، جنت را بخوانید لذت می گیرید، جنت را بخوانید با تفکر در دنیای دیگر غرق می شوید. صحیفه سوم دوبیتی ها از جنت.
 
 
مجنون تر از مجنون گشتم به کرشــمه دو ابرویت
 تیـر عشــق را زده انـد مــذهبـم او چـشمـایــــت
 بـه شـریعت عشق  مــــذهـب نـو را سـاختـم
   زاهدیم رفت جانان، مذهبم ابرو و رویت
 
از قلم اوکتای اصلان راه سوم
 جنت باسروده ها کتاب شیرین با سخنان تازه 



یک جام ز مــــــــــی بده با عشـوه کمان ابـرویت
 شـراب از لـب باشــــــــد خو بگو با چشمایت
  به سوی من اگر ز لب ،می،داده نظر کنی
     جان فدایت کنم به چشم و رویت   

از قلم اوکتای اصلان راه سوم
کتاب جنت خطاهای دنیای اسلام را بر رخ
مسلمان ها می زند
 



تـوفانـــــــــــــی مستم ز مسـت هنرهای ابرویت
  ز شـراب لب تـو هــــــــــــوس من به رویت 
    گرکه زلطف نظرکنی ســـــــوی غریب  
   بوسه کنم ابــرو چـشمایت
 
از قلم اوکتای اصلان راه سوم
 کتاب های مکتب راه سوم آیینه از عصر
از دنیای اسلام


 
لبت بر لب که رسد جان برتن مـــــــی دمـد
 ز شربت دو شاب سویم شوق مـی وزد
    لب بر لب که رسد جان ازسر می وزد     
    ز شـهد شیـرین مستی برم می رسد 
 
از قلم اوکتای اصلان راه سوم
 جنت را بخوانید از جنت دنیای اسلام را
دیدن کنید.


 
یک بوســــــــــــــه ی رخ یک بوســـــه ی لب
     شربت دوشــــــــــــــــاب از تحفـه ی قلب   
       لب گر بوسـه فـروش کام شیرین    
    بر کام شیرین لـب آشـوب طلب
 
از قلم اوکتای اصلان راه سوم
 جنت دنیای نوین است، جنت سخنانی دارد
تا امروز کسی جسارت نداشت.


 
ز کمان دو ابرو تیر عشــــــق به دل زدی
 عشـق را به دل زده ناز به دل دادی
   مرغ دل هوس زد سـوی جام لب پرید  
   تا ببوسد لب را او دل آفسـانوی
 
از قلم اوکتای اصلان راه سوم
 جنت تصویر از قرآن را که پیشکش می کند
عقل ها را به شگفت می اندازد.


 
صد شربـت شــــــیرین اگر از لب یار نیست
 باقی زهر و قاتـل اند هـــــــرگز بـکار نیسـت
 بوسیدن لب شیرین تر از هر شـهد
 غیر دوشاب لب شربت روزگار نیست
 
از قلم اوکتای اصلان راه سوم
 پیام هایکه جنت دارد دنیای نوین را تصویر
کشی می کند.


 
بوسه ی لب شیرین او داد خـدا
 مثل شربت شیرین او لب زیبا  
 دو شـاب لب نعـمت بالا  
مندل یا معبد شربت اعلا 

از قلم اوکتای اصلان راه سوم
کتاب "جنت" داستان بی نهایت شیرین دارد لاکن عقل ها را در شگفت آورده
اتوپیای جدید را پیشکش می سازد


 
  
بـوی گیســوها عبـیرو پونه بوی 
 چو گلاب می خیزد زلف سر روی 
 در هر شکن زلـف مه قربان
   حلقه های او سخن گوی  

از قلم اوکتای اصلان راه سوم
شما کتاب "جنت" مکتب راه سوم را مطالعه کنید مطمئن باشید
بر دایم دوست من می شوید.


 
عطر مشـک و عنبر ز  بویت مـی خیـزد
  مرا مست نموده جان از رویت می خیـزد
     ربـوده شد عقلم به حـلقه حـلقه ی زلفان  
    عبیر و پونه بوی ها ز زلفایت می خیزد

از قلم اوکتای اصلان راه سوم
کتاب"جنت" از جنت حقیقی بر این دنیا پیام ها دارد، صحنه های کتاب "جنت"
در منطق قرآن نزدیک است جنت را بخوانید خوش می شوید.



من اسیـرم در طلسم چشم زیبـا مژگانت
 ناز مژگانت فسونگر در هنرهـای زبانت
  میگم مه از طی دل هر چه که دارم آرزو
   بر نگاه ی چشم مست و بر مسیر آرمانت

از قلم اوکتای اصلان راه سوم
"جنت" اتوپیای نوین است و یک داستان شیرین از جنت دارد.


 
او کج تاب زلف گره گیرتو هنر دام دارد
  با سلسله حلقـه های دلکش هنر ابهام دارد 
  یک عمر می توان سخن ز زلف تو زد
   عبیر و پونه بویت هنر الهام دارد
 
از قلم اوکتای اصلان راه سوم
در کتاب "جنت" پیشرفته ترین تکنولوژی را شاید می شوید
بر آینده ی تان پیام ها دارد.



این بوی زلف تو که شبیخون به دل می زند
  فـغـان دل مــی کشـــد تـیـر جـدل مـــــی زند 
  ز بـنـد ظلـم زلـف تـو دل خلاصــی نیست
   سحر و جادوی اوست از بیـن مـندل مـی زند

از قلم اوکتای اصلان راه سوم
در کتاب "جنت" اوکتای اصلان یک داستان شیرین عشقی را در جنت
حقیقی شاید می شوید و باداستان صحنه های دلچسب
جنگ های اردوی ابلیس را با دلاورخان شان شاید
می شوید و در هر صحنه بحث گفتگو
دینی و علمی را شاید می شوید.


 
جـان را بـه بـوی زلـف تــو بـربـاد داده ام 
   با عطــــر خـــوش بــادش جــوشیــــــده ام   
 مشام دل ز زلف سمن سای تو خوش است
    از نـقش نــــــگار زلـــف تــــو درخشیده ام  
 
از قلم اوکتای اصلان راه سوم
کتاب "جنت" و دیگر کتاب های مکتب راه سوم بر روح
جوانان مساعد اند لاکن گفتار بلند دارند که عقل ها
را در شگفت آورده سبب تفکر می گردند.



بار دیگر عهد دلم را زلف تو شکست
  از زاهدی گذشتم، شــدم بر تو پرست
   گیر مانده دلم شده افتیده پـــی تو
    بربوی زلف تو دل جانم ســـرگذاشت

از قلم اوکتای اصلان راه سوم
چگونه در جنت مختلف زبان انسان ها بدون ترجمان گفتار
همدیگرشان را می دانستند؟آیا این منطق در دنیا
عملی شده می تواند؟ "جنت" را بخوانید
ممنون می شوید.



دیشب بین رویا من عاشـق زار بـودم 
 بـا بـوســه های زیبا به گردوار بـودم 
      از دهن اش بـوسـه ی داشتـم با نگـرش     
     او صحنه ی رویا بود فردا دور بودم   
 
از قلم اوکتای اصلان راه سوم
کتاب "جنت" شیرین ترین اثر در ادبیات زبان فارسی است اگر
باور نکنید یک بار بخوانید.


 
من آن ابرم که می خواهم ببارم
  باران عشـق را مـن قصـد دارم 
  به سرخــــی لبــان و زلـف سیاه
  طراوت مــن ســـازم از بـارانـم

از قلم اوکتای اصلان راه سوم
چگونه آتمین ها با آتش باش های ابلیس نبرد می کردند؟
در منطق جنت ابلیس با شیطان چه تفاوت دارد؟
"جنت" را بخوانید شگقت زده می شوید.


 
جوانی، فصل خوب و دلپذیری
 دل را بر دل دادن نـاگزیری
    علاج درد من در دستان او  
    بیـاید که زمان بسیار دیری
 
از قلم اوکتای اصلان راه سوم
در کتاب "جنت" آی بال در کدام منطق در فضا بازی می شد؟
کتاب "جنت" چه پیام در جامعه دارد؟

  

نگــاه ی چشـــم بیمـــارش خسته
 نمــی بینـد کـه مــن بــر او بسته
  بـه چشـمان زیبـایـش صـد قربان
   کـه مـن بیمــــار او با دل نشسته
 
از قلم اوکتای اصلان راه سوم
"جنت" چگونه بحث گفتگو علمی را از اطراف قرآن بیان دارد؟
چگونه اسلام جامعه را مخالف در اسلام قرآن
معرفی کرده است؟ "جنت" حرف های
تازه دارد.


 
منم هر صبح که از خـــواب خیزم
 مــی پرم بر سوی او از جا گریزم
   رسیــده در راه ی او گـل ریخـــتـه
      به رخسار خوبش دل را آویزم  
 
از قلم اوکتای اصلان راه سوم
روی کدام منطق در جنت بعضی درختان در فضا نشونما می کرد؟
کتاب "جنت" این منطق را چگونه بیان کرده است؟
"جنت" را بخوانید در تفکر سوق می دهد.



او بــود کـه بــهار را به من انگیخت 
 به جانم ذوق و شوق را هم اویخت 
   ز پایش تا سرش هزار قربـان 
    مه قربان او که عشق را آموخت

از قلم اوکتای اصلان راه سوم
در اسلام جامعه همه نعمت جنت مربوط بر مردان است آیا این منطق
خود بی منطقی نیست؟چگونه کتاب "جنت" از اسناد قرآن بالای این
بی منطقی انگشت انتقاد گذاشته است؟ و اصل قرآنی را
بیان کرده است؟"جنت" حیرت شما
را برملا می سازد.


 
سـحرگه در چمن خـوش رنگ است گل
 می پاشد عطرخود را شنگ است گل
   عبیـر و پـونـه بـوی عشق از او
    که این او که به عشق آهنگ اسـت گل
 
از قلم اوکتای اصلان راه سوم
"جنت" چگونه حقیقت های تلخ جامعه را با شیرینی داستان خود
بیان کرده است؟ جنت را بخوانید ممنون می شوید.



از چشم اشـک ریزم بیند اشک باران را
  ز ابر تیـره و تـار سبـب او خـزان را
      نریخت برچاره ی من ز مهر وفا   
     نگرفـت در خـلـوت ساخت زمـستـان را
 
از قلم اوکتای اصلان راه سوم
"جنت" یک دنیای جدید با سخنان تازه

  

دلم گر قصه خواند بگو این گوش
  لبم گربوسه گوید بگو بنوش 
   اگر شب زنده داری خـاطر زلف
     بگیر در آغوشت هر شب بجوش 

از قلم اوکتای اصلان راه
چگونه در جنت سودای ها از فضا انرژی شان را می گیرند؟ این منطق در دنیا
عملی شده می تواند؟ "جنت" را بخوانید داستانی دارد
شما را در تقکر می برد.

  

پـری بـود و با مـــن همـراز او بود
  با نازهای زیبا آغــاز او بود 
  چه شد او عقده یی شد با دل تام؟
او که با من همپرواز او بود

 از قلم اوکتای اصلان راه سوم
"جنت" یک حقیقت وطن را پیشکش می سازد در این حقیقت
درک می کنیم قشر روحانی ما و قشر روشنفکر ما
بدون مطالعه و بررسی سخن می زنند.



گل نچـیـدم باغبـان از دور بـویـش می کنـم
   غم به سینه مزن چهره به سویش می کنم
   دل که سـوی گـل هست با هــــوس و آرزو 
    اشتیاق از دل دارم خدمت به رویش می کنم

از قلم اوکتای اصلان راه سوم
در "جنت" شیرین ترین سروده ها و انگبین مانند سخن ها را شاید می شوید
چگونه عشق در جنت رخ می دهد؟ جنت را بخوانید
شیرین با صحنه های زیباست.



چیک چیک دانــــه دانـــه ای بــاران
  عطــــر یـار را بپــاش تـو پرافشــــان
     ز جور هجر یار می نالم مثل نی 
       برسـان ز جـورش قصه ی به جانان  
 
از قلم اوکتای اصلان راه سوم
"جنت" یک نوآوری شیرین با داستان یکه انسان را در تفکر سوق می دهد
و یک اتوپیای نوین را پیشکش می سازد.



به خوابم دیدمـش غمــگین بوده
 دهن را بستـه و پــرکـیــن بوده
   غضب ش بالایـــم درد به سر  
     به سرم قهر شـده دردگین بوده

از قلم اوکتای اصلان راه سوم
کتاب "جنت" را در مطالعه شروع کنید برای تان قول می دهم
بعد از چند صحیفه فانتزی شما می گردد چونکه
با فانتزی ها حقیقت ها را بیان می سازد.


 
آن روز به رخسار گلت یک نظر افتاد
  او لحـظه دانستـم که دلـم در خـطـر افتـاد 
          از چشـم سیـاه تـیـرکمـان زد او مرا کشت        
       از حـــال خـرابـم همـه جـا یـک خبـر افتـاد    

از قلم اوکتای اصلان راه سوم
در کتاب "جنت" عشق دو جنتی در بین داستان شیرین موقعیت دارد
با مجادله مقابل اردوی ابلیس این بار داستان فانتزی جدید را
در بهر می گیرد جنت را بخوانید هم خرسند می شوید
و هم از یک درد بزرگ دنیای اسلام
آگاه می شوید.



بر برف پیری ام سخن عشق را بگو
  تا کــه آب شــوم از زیبایـــی ها بـگو
    از چشــمه عشق تو شعرم آب نوشیده
      بـر قلـب عاشـق مـن سـخن زیبا بـگو 

از قلم اوکتای اصلان راه سوم
زندگی بدون عشق زندگی انسانی نیست این حقیقت را از کتاب "جنت"
در جنت می بینید جنت را بخوانید دوست من می شوید.



سخـن از عشـــق بگو در خانه غــم مــن
 بیــن او بـهار  باشـد در خــزان نــــم مـن
  زمستان اگر که خورشید پیدا نیست
   سخــن از عشق بــگو شبنــم من
 
از قلم اوکتای اصلان راه سوم
"جنت" تکنولوژی های جدید را در ذهن انسان نشان می دهد
جنت را بخوانید من را می شناسید.



با وفا خواندم نامت را صد هزار صدهزار
 من که طالب بر این ام ببوس مرا باربار
  وزش بـاد تـو چــو نــخ ابـریشـم منم
    تاثیرش بالای من هزار هزار
 
از قلم اوکتای اصلان راه سوم
"جنت" و دیگر کتاب های مکتب راه سوم با عشق سخن شان را می زنند
سخنی می شنوید بر همه عمر انسان تفکرها را سبب می شود
چونکه مکتب راه سوم بر شدت نفرت دارد.



نقشه اگر بریزند که تو را ازمـن جدا سازند
  روح ما یکــــــی کیست که جدا بسازد؟
   زندگـی صحنــه هنـــرنمـــایــی مـــا
      عشق را ابـاب می ســازد 
 
از قلم اوکتای اصلان راه سوم
"جنت" با عشق سخن می زند در عقب عشق باید رفت
چه سیاست چه دین چه دیگر استقامت بود
چونکه بدون عشق موفقیت
وجود ندارد.



بر شط عشوه های چشم تو ناز غزل نهفته
  الهـام بر سـروده هاســت عشــق ازل نهفته
    ما دو جــسم و یک روح یم درگلستان عشق
     بیــن قلــب عاشـــق ها عشــق افضـل نهفته

از قلم اوکتای اصلان راه سوم
"جنت" کتاب شیرین است از قلم اوکتای اصلان راه سوم
با سروده های ناب و با داستان اندرز دارد.
 
  

      
     ادامه در کتاب جنت، کتاب جنت با خیال پردازی فانتزی و با حکایه شیرین، روح شما را در هنگام مطالعه خوش نگه می دارد. سروده ها با ادبیات سخنان شیرین انگبین این کتاب است. داستان جنت از جنت یک حکایه شیرین با پیام هاست. داستان جنت بی نهایت با خیال پردازی ها دنیای جدید است، در کتاب جنت اتوپیای نوین طوری بیان شده است هرگز از خواندن کتاب خسته نمی شوید. داستان کتاب جنت از داستان فیلم مشهور علمی آواتار غنی و زیباست، اگر از جانب سینما هالیود فیلم سینمایی ساخته شود دنیا را بخود می گیرد، اگر از دوستان افغانی و دوستان ایرانی کسی در این ارتباط همکار شده بتواند از امتیاز بهرمند می شود و با این خدمت شان می توانند در تغییر رنگ های دنیای اسلام خدمت فراموش ناشدنی را انجام می دهند. کتاب های مکتب راه سوم خاطر تغییر رنگ های دنیای اسلام سوی اتوپیای نوین است، اگر داشته های این سایت چیزی بر دنیای اسلام خدمت کرده بتواند از دوستان افغانی و ایرانی صمیمانه خواهش می شود همکار شده آدرس سایت را بر دوستان شان برسانند. کتاب ها از قلم اوکتای اصلان راه سوم 4/26/2016