صحیفه اول



 

کتاب املا زبان اوزبیکی، کتاب مادر، کتاب جنت و مقاله های سیاسی در مینو بالا در زیر تابلوی سایت نشر است.

کتاب مادر حادثه های سیاسی را از هفت ثور کودتا خلق پرچم تا اشغال افغانستان به
دست آمریکا و ناتو پیشکش می کند.


اولین بار در زبان اوزبیکی ما اوزبیکهای افغانستان، قاعده قانون املای این زبان با همه جزئیات به گونه عام فهم با سویه آکادمی نوشته شد. این کتاب
را در سایتم با این آدرس در خدمت گذاشتم:

«www.oktayaslan.com»

نام کتاب «گلباغچه دن گللر، تیل بېلگی سی بیلن»
چرا این کتاب را نوشتم و با کدام منطق این کتاب با سویه آکادمی ست؟
گگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ
دوستان عزیز همزبان های گرامی!
چهل سال است شاهد هستم، حکومت های پشتون از سر زبان اوزبیکی توهین می شوند. لیکن همان کسانیکه عقل ملی ما اوزبیکها را به این مصیبت تسلیم داده اند یک بار «چه اندازه کم سواد بودن جامعه ما اوزبیکها را در زبان مادری ما اوزبیکها با عقل سالم و انسانی دیدن نکردند!» چونکه زبان مادری ما اوزبیکها را تنها به مقصد هدف های سیاسی شان مواد خام ساخته استعمال کردند و عقل جامعه ما اوزبیکها را از عقل سالم دور ساخته به حمقی بردند.
این روش غیر اخلاقی، جامعه ما اوزبیکها را در دست حکومتها اسیر ساخته، به غلامی می کشد. چونکه اگر عقل جامعه به بی منطقی تسلیم شود، خلق او جامعه جزء از استعمال شدن بدست دیگران، چاره دیگر پیدا نمی کنند؛ من از روی این حقیقت در عصیان هستم.
تمامی او کسانیکه خلق ما را به این بی منطقی سوق داده اند چند کلمه زبان اوزبیکی را با قاعده قانون املا این زبان چند جمله ساخته نوشته نمیتوانند.
کس من را پشتون پرست و یا حمایتگر حکومت هایکه در راس آنها پشتونها باشند محکوم نکند من یک حقیقت تلخ جامعه ما اوزبیکها را در رخ جامعه می کشم تا خلق شرافتمند ما اوزبیکها در دست چند حقه باز سیاسی ما اوزبیکها حمق شده اسیر نشوند.
جامعه ما اوزبیکها در زبان مادری ما کم سواد است. این حقیقت را علنی با مثالها در رخ شما خلق شریف می کشم و دلیل یکه این کتاب را نوشتم، او دلیل را خاطر نجات جامعه ما اوزبیکها از کم سوادی معرفی می نمایم و خاطر نجات جامعه از این مصیبت دردناک این دلیل را پیشکش شما عزیزان می کنم.
حال و احوال تراژیدی کمدی جامعه ما اوزبیکها:
1 ـ در همین چهل سال گذشته که هزاران بار به زن فرزند پشتونها از سر زبان اوزبیکی با سیاست سیاسیون ما اوزبیکها دشنام داده شد، این سیاسیون یا چند کلمه زبان اوزبیکی را با قاعده قانون این زبان چند جمله ساخته نوشته نتوانستند و یا زبان مادری ما اوزبیکها را که حیثیت و آبروی ما اوزبیکهاست به اسلوب زبان پارسی فروختند.
اینها که با شرف شان یکجا املا زبان اوزبیکی را در اسلوب املا زبان پارسی فروختند، این خیانت را به مثابه زبان پرستی در جامعه پیشکش کردند و این وجدان فروشی را ادراک نکردند چونکه در جهان هیچ یک املا یک زبان با اسلوب املا زبان دیگر نوشته شده نمیتواند بناً یا این بی منطقها بی سواد هستند یا این بی منطقها شرف فروش بی حیا هستند.
قاعده قانون املا زبان اوزبیکی را درک ندارند یک درد است در سر او درد اگر اسلوب املا زبان مادری ما را با اسلوب املا زبان پارسی بنویسند آیا در جهان همانند این بی منطقی عجوبه دیگر وجود دارد؟
حداقل یک فرد سیاسی ما اوزبیکها در مقابل جامعه ما اوزبیکها یک نوشته را در رخ جامعه کشیده نمیتواند که او نوشته به حیثیت این زبان احترام را نشان داده باشد و با قاعده قانون املا این زبان باشد. لیکن این سیاسیون ما از سر زبان مادری ما اوزبیکها دهها بار خلق ما را حمق ساخته خودشان را زبان پرست معرفی کردند.
وکیل ما در پارلمان یا وزیر ما در کابینه یا رئیس ما در ریاست اگر یک بی منطق در سر زبان اوزبیکی ما لاف زد سرصدا دفاع از زبان مادری را خاطر حمق ساختن عقل جامعه ما به مقصد سیاسی خود استفاده کرد لیکن خود چند کلمه را چند جمله ساخته نتوانست. من خاطر نجات جامعه از این مصیبت این کتاب را نوشتم.
2 ـ اکثر شاعران ما، اکثر نویسنده های ما، اکثر استادان پوهنتون ما در املا زبان مادری ما کم سواد هستند لیکن در زبان مادری شعر سروده و نویسنده گی می کنند. از وکیل پارلمان شاعر و نویسنده داریم. از شخصیت های نامی اجتماعی شاعر و نویسنده داریم. خلاصه از هر بخش جامعه شاعر و نویسنده داریم لیکن سویه دانش اینها در املا زبان اوزبیکی به سویه صنف ده زبان پارسی نیست. من خاطر نجات این مصیبت این کتاب را نوشتم.
3 ـ در جامعه ما اوزبیکها شاعرانی داریم نیم عصر در زبان اوزبیکی شعر سرودند لیکن حداقل چند شعر اینها مطابق به قاعده قانون املا زبان اوزبیکی نیست. این حقیقت تلخ، بدبخت بودن جامعه ما اوزبیکها را از دست خود ما اوزبیکها در رخ ما می کشد. از اینکه اخلاق تجسس و تحقیق در جامعه ما اوزبیکها کلتور نبود، حداقل یک شخص با منطق این مصیبت را دیده نتوانست و به جامعه پیشکش کرده نتوانست. حال زحمت این انسان های ما جزء از ضرر به زبان اوزبیکی کوچکترین منطق معقول را افاده ندارد. آیا به حال این انسانها دلسوز نباشم و برای نجات دیگران از این مصیبت دست بکار نباشم؟ من خاطر اصلاح این مصیبت این کتاب را نوشتم.
4 ـ اکثر کتاب های شعر و داستان که در سال های اخیر چاپ شدند به گونه جدی خطا املایی دارند. این کتابها جزء از ضرر منطق دیگر در جامعه ندارند. من خاطر تکرار نشدن این مصیبت این کتاب را نوشتم.
5 ـ تعداد زیاد دست بکار اند تا واژه های زبان مادری را پیشکش جامعه کنند و زحمت نیز می کشند لیکن بی خبر هستند «صدای هر واژه باید با قاعده قانون املا زبان اوزبیکی نوشته شود تا او صدایکه زبان حکم می کند در خط ریخته شود نه که از مکتب یا پوهنتون در زبان پارسی سواد یادگرفته باشند و با او سواد نوشته کنند» من خاطر همکار شدن به این برادران این کتاب را نوشتم.
چه میشد در عوض به ملامتی کشیدن دیگران کلتور تجسس برای حل مشکلات داخلی را رواج میدادیم؟
اگر کلتور تحقیق در جامعه ما اوزبیکها رواج می شد و برای رواج دادن قاعده و قانون املا زبان اوزبیکی کار می شد کدام حکومت یا کدام پشتون ممانعت می کرد؟ کسی کدام سند پیشکش کرده میتواند؟
همزبانان عزیز من اگر که شاعر ما نیم عصر به زبان مادری ما شعر سروده باشد و اگر که در هر شعر او خطا املا وجود داشته باشد و اگر که یک فرد اوزبیک این مصیبت را در رخ جامعه نکشیده باشد قبول کنید یک گناهکار وجود دارد او گناهکار خود ما اوزبیکها هستیم نه کس دیگر!
باید عرض کنم در کتاب جزء از شعرهایم حداقل یک قاعده قانون وجود ندارد خود اختراع نموده نوشته باشم. من کاریکه کردم در چهار سال آدرس به آدرس زمانم را به این کار دادم تا هر قاعده قانون یکه با سویه آکادمی قبول شده باشد برای خدمت هموطنانم از قلم ریخته ترجمان باشم. من از الفبا شروع تا اخیرین قاعده قانون را از آدرس های پوهنتون های ایران شروع تا به آدرس های استادان زبان اوزبیکی چون آلتای و یارقین صاحب جمع نموده با مقایسه ها در نظر گرفته بعد از مطمئن شدن نوشتم. از روی این حقیقت داشته های این کتاب به سویه آکادمی ست. از استادان تا شاعران، از پوهنتونها تا هر بخش خلق ما میتوانند در ارتباط داشته های کتاب نظردهی کنند.
من از خطاهای خود هراس ندارم. درک خطاهای من کار من را پخته می سازد بناً هر استاد زبان مادری ما بدون چون و چرا اگر خطاها در کتاب موجود باشد در رخم کشیده میتواند؛ به شرط یکه خود چیزی از منطق زبان بداند.
من از بحث های علمی هراس ندارم. بحثهای علمی در جامعه کلتور تحقیق و تجسس را به وجود می آورد.
من به گونه انسانی و مردانه این کتاب را پیشکش جامعه نموده، هرکس را از قدرتداران سیاسی گرفته تا هر فرد را در میدان می طلبم یا داشته های این کتاب را قبول کنند یا در علیۀ این کتاب به پا خیزند تا جامعه ما اوزبیکها در زبان مادری ما اوزبیکها خدمت کرده بتواند.
نامی ترین سیاسیون که دفاع از زبان مادری برمیخیزند باید چیزی از قلم در جامعه تقدیم کنند.
شاعر یا نویسنده که از مقام استادی قلم می زند باید از قاعده و قانون املا باخبر باشد. لیکن در همین چهل سال گذشته که از یک طرف اوزبیکهای ما حاکم شمال بودند از سوی دیگر بی شرمانه برای دردهای جامعه ما دیگران را ملامت کشیده عقل خلق ما اوزبیکها را به حمقی بردند آیا حال بدبخت امروز ما از دست خود ما رسوایی نیست؟ اگر زبان اوزبیکی را از اسارت کسانیکه چه بودن منطق زبان را نمی دانند و چه بودن قاعده قانون املا را نمی دانند لیکن نامی ترین چهره ها در جامعه اند چونکه به مقصد هدف سیاسی شان زبان پرست شدند نجات داده بتوانیم باور کنید این زبان از سر زنده می شود.
در کتاب از سروده های بعضی شاعران نامی جامعه ما اوزبیکها مثالها را پیشکش نموده خطاهای املایی آنها را با مثالها پیشکش کردم تا زحمت شاعران ما به هدر نرود.
در اخیر می گویم «هر جامعه که جسارت دیدن عیب خود را نداشته باشد تاریخ به هدف های سیاسی دیگران به اسارت می دهد.»
اوکتای اصلان راه سوم
در سر آدرس قشار دهید سایت از گوگل باز می شود.


Görüntünün olası içeriği: ‎şunu diyen bir yazı '‎اولين بار در زبان اوزبيكی ما اوزبيکھاى افغانستان، قاعده قانون املاى اين زبان با همه جزئيات به گونه عام فهم با سويه آکادمی نوشته شد. اين كتاب را در سايتم در خدمت گذاشتم گلباغچه غچه دن كللر، تيل ببلگی سى بيلن سايتدہ‎'‎