اندرز زلیخا مادر بر فرزند

!از کتاب مادر

فرزند عزیزم جان جگر مادر! در زمان پیری ام از کار افتیده یافتی صبوری داشته باش من را درک کن.

اگر در زمان پیریم هنگام غذا خوردن، لباس هایم را کثیف کردم و یا نتوانستم لباس های پاکم را بپوشم، شکیبایی داشته باش، یاد از این روزها کن با صبر و تحمل تو را می رسانم در حالیکه هر لحظه لباس هایت را کثیف می کنی.

اگر صحبت های تکراریم با تاثیرات پیریم خسته کننده شود، بردبار باش، حرف هایم را قطع مکن، آن چنان که در لحظه های کودکی ات به سخنان تکراری تو خسته نمی شوم و با شوق گوش داده در تلاش جواب دادن به سویه عقل تو هستم پس گوش فرا به سخنانم بده او زمان.

اگر عقلم یاری من نکرد در اولین سخن ات مطلب را ندانستم بالایم قهر نشو، بارها با شوق و علاقه در هر سوال تو، دهها جواب تهیه می کنم تا درک مطلب کنی، تو هم چنین باش.

اگر تنبلی کنم به وقتش حمام رفته نتوانم ملامت مکن، یاد از این روز هایت بکن با شوق هر روز چند لباس به تو تبدیل می کنم. اگر در سن پیری سوال های طفلانه از علم کنم تمسخر مکن، در هر سوال طفلی تو بدون خستگی جوابها تهیه می کنم در این روزها؛ تو در او روزها چنین کن.

اگر اسمها را غلط تلفظ کنم به بیان مطلب درست حافظه ام یاری نکند، شکیبایی داشته باش، طاقت کن، همان گونه که تو در لحظه های کودکی علاقه زیاد به صحبت کردن داری تا نیمه های شب با تو صحبت کنم، صحبت کن که حیات می بخشی.

اگر پاهایم ضعیف شود قدرت راه رفتن نداشته باشد با دستانت بازوی من شو ببین که خسته ناشده هر لحظه دست هایت را گرفته راه رفتن را می آموزانم.

وقتی تو اولین قدم را در این روزها می گذاری با شوق دستانت را می گیرم تا راه رفتن را از من آموزی.

اگر با همه اشتباهات ام چیزی برای تو آرزو کنم باور داشته باش بهترینی ها را آرمان دارم هر زمان به تو جان جگرم.

اگر در کنار تو مزاحم تو شدم قهر بالایم نشو تو باید مرا درک کنی، درک کنی که از جانم بیشتر دوستت دارم.

زیبا با او درد دلها در خواب رفت.

می گویم به مقام انسانی زمانی می رسیم، درجات مثبت را در قاعده های خداوندی بگیریم. قاعده های خداوندی سبب برای سعادت انسان است.

 ما که سفر داریم دراین دنیای فانی

 حرومستقل هستیم در دنیای حقانی 

 اگر عقل به سر هسـت با ارادۀ تام   

 ازمصیبت دور هســــــــــــتیم آنی

 از قلم اوکتان اصلان راه سوم.  4/26/2016