سخنان تاریخی ریس زاده در کتاب مادر

 
 از کتاب مادر! 

رئیس زاده ادامه داد: در برگ های تاریخ اگر دیدن کنیم اجداد ما بلندترین مقام تاریخی و ذکی ترین استعداد سیاست و با فهم ترین دانش علوم دنیا را دارا بودند. هر گام یکه گذاشتند نخست در عقل شان علم را پرورش دادند و ذکا را رشد دادند و جسارت را انتخاب کردند و عدالت را پیشوا قبول کردند و مهمتر از همه انسان را خاطر انسان بودن احترام کردند. گفتند ما بلند از همه دنیا هستیم.

ما لیدر دنیا هستم.

با او فرهنگ اعلا، بزرگ ترین امپراتوری های دنیا را ساختند.

غرب و شرق را هر بار سر از نو تنظیم کردند. در هر گوشه از دنیا میراث بزرگ خدمت را گذاشتند. به خود متکی بودند و از خود کمک گرفتند تا دیگران بازوی شان شدند. اجداد ما از چادرهای شان از آسیامیانه سیل آسا برآمدند و در دنیا حاکم شدند.

از جمع چهار جهان کشا سه جهان کشا از اجداد ما بودند چون که هر کی را از هر عقیده و نژاد بود عضو خود دانستند و عادل شدند و عادل بودن شان را نشان دادند. لیکن امروز بگذار که علم مسلک نیست، ذکا درک نیست، جسارت در دست نیست، آیا میشه که با احساسات کور که نگاه به خطاهای خود نداشته، با گریان کردن و شکایت کردن از دیگران، گامی به پیروزی گذاشت؟                     

هرگز!                                               

تاریخ را باید بخوانیم از ابتکار و استعدادهای اجداد خود از تاریخ درس بگیریم. نباید غرور و سر بلندی کور را از پیروزی های اجداد خود در این عصر داشته باشیم. باید با جسارت خطاهای که امروز ما را شکل داده است و فقیر و بیخبر از دنیا ساخته است از او خطاهای تاریخ درس گرفته، راه نو خود را اعمار کنیم. ایجاد کنیم و حرکت کنیم.

سیستمی لازم داریم با عقل کلکتیف رهبری کنیم در او سیستم استعدادها را شناسایی نموده در تربیت شان اقدام نمایم و هر بخش زندگی ملت را بررسی و تحلیل نموده در راه حل مشکلات، پرگرامها بسازیم. همه فعالیت را در چهار چوکات دموکراسی باید مهیا سازیم و نباید شخص را حاکم بی قید شرط بالای ملت بسازیم.

هر فرد جامعه را طوری تربیت کنیم با بلندترین جسارت خود را حاکم دنیا بداند تا که جوهر نهفته از بطن در ظاهر شان تظاهر کند.

مهم نیست سر اقتدار هستیم و یا نیستیم مهم در عقل خود با تلاش سوی علمیت شاه باشیم. در او صورت حتمی یک روز رهبری دست ما ملت می افتد.                                                        

اخلاق احترام به حق دیگران را بآموزیم تا جسارت شان به خود پسندی و خود خواهی مبدل نشود. انسان را خاطر انسان بودنش دوست داشته باشیم و انسان را امانت خداوند بدانیم و خاطر الله احترام و ارزش داشته باشیم.

اگر زبان خود را دوست داشته باشیم به زبان دیگران احترام کنیم.                                                           اگر نژاد خود را عزیز بدانیم به حق نژادهای دیگر حرمت کنیم. اگر عقیده خود را معتبر قبول کنیم به عقیده هر کس ارزش قایل باشیم. فقط عدالت را سلاح به موفقیت بسازیم حتی مقابل کسی که دشمنی هم کند. نباید با گریانها و شکایتها از مقتدرهای قدرت، دست به چانه بنشینیم. اگر چنین کنیم میلیونها در اطراف بیکاره های تندرو که دور از علم سیاست رفتار دارند و با شعارهای احساساتی میلیونها را در شدت سوق میدهند جمع می شوند.

او بیکارهها نه پرگرامی به سعادت ملت دارند و نه هدف استراتژی در حل مشکلات. چونکه چنین اشخاص خویشتن را خداداد معرفی دارند و در اطراف چنین خدادادها ملت جمع می شوند اگر که ادراک درست در ذهن ملت قطور نداشته باشد.

از این روکه شرایط سخت و ضرورتها و بیخبریها از خدا پرستی درست، چنین عناصر را قهرمان می سازد نه خدمت شان!

پس باید قبول کنیم همه گناه بدبختی ملت بدوش اهل قلم می باشد سبب این که ملت عقب هر خداداد حرکت کند باید اهل قلم از باریکی، ملت را خبردار بسازند.

چونکه خداوند به ابلیس هم فرصت داده است تا اخلاق شیطانی را رواج داده، انسانها را فریب بدهد. اخلاق شیطانی ابلیس فقط خداداد یک روش است تا بندهها امتحان شوند. پس برای بسیاری خدادادها خاطر آزمایش بندهها، تنها مهلت داده می شود.

آنها انسان های خوب نیستند بناً هر خداداد را از اخلاق او باید در نظر بگیریم. بدین خاطر می گویم قرآن کریم باید درست خوانده شود.

پس باید نخست از همه بین عقلها سیستمی ایجاد کنیم تا سعادت را مژده بدهد و عوض احساسات کور میلیونی، به مردمانی ضرورت داریم تحلیل و بررسی و تفتیش علمی از مسائل را داشته باشند تا او میلیونی ها علمی رهبری شوند. باید او سیستم، مردم را در راه مبارزه سعادت و دور از تبعیض تشویق کند و ملت را در تفکرهای نو سوق بدهد و جوانان را پر هیجان بسازد تا که فشار کلکتیف علمی بالای دولت بابا باشد تا به خواست ملت، دولت خدمت کند.

تا دولت بداند ملت است که دولت است و با او شیوه یک فرهنگ اعلی در جامعه ایجاد گردد هر کی بگوید مردم را آباد کن تا دولت آباد شود. مردم را آباد کن تا دولت آباد شود زمانی ممکن می شود انسان با حریت خود از داخل خود جوهر انسانی خود را بشناسد.

      خلق را آباد کن تا دولت آباد شـود

      در لبخند انسان خوشیها زیاد شود

      سعادت خلــــــــــق دولت پا برجا

      پس خدمت کن به خلق خدایادشود                   

از قلم 
 اوکتان اصلان راه سوم. 4/26/2016