شفاعت قرآن با شفاعت یکه بین مسلمان ها مروج است چه تفاوت دارد؟

شفاعت چیست؟
شفاعت عبارت اند از جفت یکه از بزرگواری چیزی از حق اش را یکی بر دیگری ببخشد می باشد.
یعنی یک خطاکار و یک بزرگوار وجود دارد، بزرگوار خطای خطاکار را از روی بزرگواری می بخشد او عمل شفاعت است.
شفاعت از ماده «شفع» گرفته شده است نه از شفیع!
در لغت به معنای «جفت شدن با چیزی» است.
و در اصطلاح به معنای حائل شدن برای رفع ضرر از كسی و یا رساندن منفعتی به اوست.
حائل بمعنی هر چه میان دو چیز واقع شود.
در عبارت ساده ‏تر می توانیم بگویم بدین معنا به كار می ‏رود كه شخص آبرومندی از بزرگی بخواهد كه از مجرمی بگذرد.
برداشت غلط از معنای شفاعت به این گفته می شود كه شخص شفیع از موقعیت و شخصیت و نفوذ خود استفاده كرده و نظر صاحب قدرت را بی هیچ حساب و كتابی درباره مجرم و یا گناهكار ( زیر دستان خود) تغییر دهد.
برای اثبات و تذکر دادن حقیقت، چند آیت کتاب مقدس را می خوانم.
الله در سوره زخروف آیت 86 می گوید: «کسانی را که غیر از او می‏خوانند قادر بر شفاعت نیستند; مگر آنها که شهادت به حق داده‏اند و بخوبی آگاهند!»
یا در سوره سبا آیت 23 می گوید: « و شفاعتگرى در پيشگاه او سود نمى‏بخشد مگر براى آن كس كه به وى اجازه دهد تا چون هراس از دلهايشان برطرف شود مى‏گويند پروردگارتان چه فرمود مى گويند حقيقت و هموست بلندمرتبه و بزرگ»
به این دو آیت و بر آیت های مشابه دیده منطق شان را به وجود آورده اند، لاکن در باریکی که قرآن با شیوه نگارش مخصوص یک مسئله را با استادی بیان می کند دقت ندارند.
بطور مثال از امثال، الله در سوره زمر در آیت 44 می گوید: « بگو:تمام شفاعت از آن خداست، (زیرا) حاکمیت آسمانها و زمین از آن اوست و سپس همه شما را به سوی او بازمی‏گرداند!»
یک بار با دقت در باریکی توجه کنند یک حقیقت را می بینند. چیست او واقعیت؟
اگر شفاعت از شفیع گرفته شده باشد یعنی معنی میانجیگری را داشته باشد، اگر پیغمبران نزد الله برای جنت رفتن امت های شان نزد پروردگار میانجیگری کرده بتوانند، مطابق بر منطق آیت 44 می گویم الله برای کی نزد کی میانجیگری می کند؟
چونکه در آیت خداوند می گوید «بگو تمام شفاعت از آن خداست»
اگر منطق گفتار جمله را از منطق واسط یعنی میانجیگری مطالعه کنیم، تمام میانجیگری از خدا باشد، خدا برای کی در نزد کی میانجیگری می کند؟
اگر منطق جمله را از منطق بزرگواری بررسی کنیم، می بینیم که آیت مفهوم منطقی را بر خود می گیرد که با منطق نگارش قرآن و منطق خدایی خدا و منطق عقل انسان مساعد می گردد. یعنی اگر جمله را بگویم که «تمام بزرگواری از آن خداست» بر هر منطق برابر است پس شفاعت از شفیع گرفته نشده است از شفع گرفته است.
در آیت که گفته شده است: « بگو: تمام شفاعت از آن خداست» اگر شفاعت میانجیگری باشد پس همه میانجیگری از خداست پس خدا خاطر کی برای کی میانجیگری می کند؟
پس میگویم اگر که مسیر راه آشکار نباشد دیگران را چگونه راهنما می شوی؟ 
 میگم که اول بخوان باز امضا را به سر کن
 عقلت را به سر بگــــیر صد هنر را اثر کن
 بــی اندیشه گپ زدن چه سودی به تو دارد؟
 بدین خاطر شب را با تعقل ســــــــــحر کن
 اوکتای اصلان راه سوم 5/22/2016