جهاد مجاهدین در منطق جهاد قرآن ضد بود، چه حدود مجاهدین و خلق افغانستان از حقیقت آگاه بودند؟

جهاد در قرآن کریم چگونه بیان شده است؟
خداوند کشتن انسان را به دست انسان به هیچ صورت قبول ندارد تنگری بزرگ در سوره النسا آیت نود سه می فرماید" و هر کس، فرد با ایمانی را از روی عمد به قتل برساند، مجازات او دوزخ است در حالی که جاودانه در آن می ماند و خداوند بر او غضب می کند و او را از رحمتش دور می سازد و عذاب عظیمی برای او آماده ساخته است"
در افغانستان اکثریت کشتار مجاهدین از روی عمد و قصدی بود، مجاهدین زیادتر بین خودشان قتل می کردند و بیشتر مسلمان های افغانستان را می کشتند بدین اساس مطابق بر منطق آیت بالا در آخرت جوابگو هستند.
و در سوره المائده آیت سی دو الله مطلق قتل انسان را منع نموده است می فرماید" به همین جهت، بر بنی اسرائیل مقرر داشتیم که هر کس، انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین بکشد، چنان است که گویی همه انسانها را کشته و هر کس، انسانی را از مرگ رهایی بخشد، چنان است که گویی همه مردم را زنده کرده است. و رسولان ما، دلایل روشن برای بنی اسرائیل آوردند، اما بسیاری از آنها، پس از آن در روی زمین، تعدی و اسراف کردند"
آیا در فرهنگ جهاد مردم ما، حکم این دو آیت مبارک وجود دارد تا حقیقت گفتار پروردگار را بدانند؟
یا اینکه مسلمانها آیت سی دو مائده را مربوط بنی اسرائیل می دانند؟
باید درک کنیم هر آیت یکه از گذشته برای ما پیام می دهد، با او پغام، خداوند امر خود را برای بشر هدایت می دهد، چونکه هر امر خداوند بر هر امت آمده باشد اندرزی است برای همه بشریت تا تطبیق صورت گیرد.
و یا عدالت الهی را در سوره یونس آیت چهل چهار ذکر می کند می گوید " خداوند هیچ به مردم ستم نمی کند ولی این مردمند که به خویشتن ستم می کند!"
یعنی انسان حریت دارد، خود انسان فایده و ضرر را بر جان خود می خرد و خود انسان زندگی جنتی و دوزخی را برای خود تعیین می کند چونکه منطق کتاب مبارک چنین است.
پس جهاد اسلام چیست؟
واژه «جهاد» از ریشه «ج-ه-د» به معنی کوشش و مبارزه و فعالیت است.
دفاع از عقیده، یکی از جهاد قرآن کریم است، زیرا، جهاد در هر استقامت خاطر انسانی ساختن جامعه استفاده شده می تواند و لاکن سیاست در دنیای اسلام از جهاد اسلام سوء استفاده نموده است و در راه خطا و غلط تحریف کرده است که رادیکالیسم بر اوج رسیده است.
ما جهاد عقیده را زیر بررسی قرار می دهیم و از جهاد عقیده بر نقطه ی می رسیم تا بدانیم جهاد مردم افغانستان جهاد قرآنی و اسلامی بود یا جهاد سیاست؟
ما زمانیکه جهاد اسلامی می گویم و از این جهاد خاطر عقیده اسلامی استفاده می کنیم باید منطق قرآنی جهاد را بدانیم در غیر آن شب روز جهاد بگویم چه منفعت در آخرت دارد؟
برای ادراک جهاد، ما اول باید منطق نگارش کتاب مبارک قرآن را بدانیم، چونکه اگر منطق کتابت این کتاب مبارک را ندانیم از حکم هر آیت مفهوم جدا را می گریم و خطا می کنیم!
از این سبب که در منطق قرآن هر موضوع حیاتی یک حکم مرکزی دارد و او حکم مرکزی قانون اساسی را در ارتباط او مسئله تشکیل می دهد و دیگر حکم ها همکار و کمک کننده بر او حکم است یا به عبارت دیگر حکم مرکزی با دیگر حکم ها تکمیل کننده ی او موضوع است.
در قرآن کریم تعداد زیاد آیتها مستقیم یا نسبی بر جهاد ارتباط دارد و لاکن صرف یک آیت است حکم مرکزی داشته قانون اساسی جهاد را برای ما نمایان می کند، متباقی دیگر آیتها برای او حکم همکار و کمک کننده است. اگر که ما قانون اساسی جهاد را در نظر نگرفته با روح دیگر آیتها هدایت شویم ما خطا می کنیم و گناهکار می شویم، از این خاطر که نمی توانیم بخش از قرآن را نادیده گرفته از بخش دیگر قرآن راهنما شویم!
بطور مثال در سوره بقره آیت یک صد نود را در نظر گرفته جهاد کنیم خداوند می گوید «در راه خدا، با کسانی که با شما می جنگند، نبرد کنید! و از حد تجاوز نکنید، که خدا تعدیکنندگان را دوست نمی دارد»
اگر که منطق قرآن را در نظر نگرفته از روی هدایت این آیت حرکت کنیم بر بالای هر جنگ، کلمه جهاد را استعمال کرده می توانیم زیرا برای خود قناعت داده می توانیم تا بگویم ما خاطر خدا جنگ داریم مثل جنگ های افغانستان!
و یا در سوره بقره، آیت یک صد نود چهار را در نظر بگیریم و منطق خود را تنها با این آیت به وجود بیاوریم بازهم خطا می کنیم در آیت، خداوند فرمان دارد می گوید «هر کس به شما تجاوز کرد، همانند آن بر او تعدی کنید! و از خدا بپرهیزید (و زیاده روی ننمایید)! و بدانید خدا با پرهیزکاران است»
اگر در اساس جهاد، تنها حکم این آیت را در نظر بگیریم معنی یکه دارد در مقابل هر تجاوزگر سیاسی جهاد را اعلان کرده می توانیم و لاکن خطا می کنیم.
و یا از سوره حج تنها آیت سی نو را در نظر بگیریم بازهم خطا می کنیم، خداوند در آیت می گوید «به آنها که مورد تهاجم دشمن و جنگ قرار گرفته‌ اند اجازه‌ جهاد داده شده است و خداوند قادر بر یاری آنهاست»
به مانند آیتها حکم هر آیت را بدون منطق قرآنی در نظر گرفته رفتار کنیم خطاکار می شویم، باید منطق قرآنی را در نظر بگیریم برای اینکه فرمان های آیت های ذکر شده با آیت مرکزی یعنی با امر مرکزی جهاد باید یکجایی در نظر گرفته شود و عمل شود.
پس آیت مرکزی کدام آیت است؟
یعنی قانون اساسی جهاد در کدام آیت آمده است؟
قانون اساسی جهاد یا آیت مرکزی جهاد که حکم دیگر آیتها در محور وی می چرخد در سوره حج آیت چهل آمده است.
در آیت چهل سوره حج جهاد قرآن را خداوند فرمان داده است متباقی دیگر آیتها برای شرط های آمده است که جهاد قرآنی از منطق آیت چهل سوره حج به میان می آید و نظر بر شرطه ها، با در نظر داشت آیت مرکزی دیگر آیت ها مورد استفاده قرار می گیرد. اگر که منطق آیت چهل را در نظر نگرفته از منطق دیگر آیتها در تلاش جهاد شوند از روی منطق قرآن خطا می کنند بدین خاطر می گویم جهاد مردم افغانستان در مقابل اتحادشوروی جهاد اسلامی و قرآنی نبود هنر سیاست بود که البسه ساختند و بر تن مردمان پوشاندند تا وطن ویران شود.
لطف کنید با تفکر آیت چهل را مطالعه و بررسی نماید، خداوند در آیت می گوید:
«الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیَارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ إِلا أَنْ یَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِیَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ یُذْکَرُ فِیهَا اسْمُ اللَّهِ کَثِیرًا وَلَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ»
ترجمه:
«همانها كه از خانه و شهر خود، به ناحق رانده شدند، جز اینكه مى‏گفتند: «پروردگار ما، خداى یكتاست!» و اگر خداوند بعضى از مردم را بوسیله بعضى دیگر دفع نكند، دیرها و صومعه‏ها، و معابد یهود و نصارا، و مساجدى كه نام خدا در آن بسیار برده مى‏شود، ویران مى‏گردد! و خداوند كسانى را كه یارى او كنند (و از آیینش دفاع نمایند) یارى مى‏كند; خداوند قوى و شكست ناپذیر است.»
می بینیم به صورت قطع کدام هدایت در جنگیدن خاطر تغییر دادن عقیده و ایمان و فکر و اندیشه کسی حتی کسی که علنی انکار از بودن خداوند نموده مطلق کافر باشد، قرآن امر ندارد و در هر جنگ، قرآن اجازت نمی دهد که کلمه جهاد استفاده شود. زیرا جهاد اسلام صرف خاطر اینکه گروه از آته ئیستها بالای ایمانداران تجاوز کند و هدف تجاوزگرها تنها تغییر دادن ایمان ایماندارها باشد که ایماندارها از هر دین باشد مهم نیست مهم این است ایماندار بر خداوند باشد و از عقیده خداپرستی گروه آته ئیستها با فشار دور کند جهاد مقابل او آته ئیستها که در حال تجاوز هستند و صرف خاطر تغییر دادن عقیده ایماندارها باشند جهاد فرض است، یعنی در هنگام تجاوز در دیگر شرط ها قرآن اجازت جهاد را بر کس نمی دهد چه از دین اسلام و دیگر دین های آسمانی!
زیرا جهاد را مطابق بر منطق آیت بالا امر نموده است، دیگر هر اقدام در ضد قرآن کریم است.
آری تنها خاطر عقیده زیر شکنجه باشد، در دیگر شرط ها مطلق منع شده است و اما در طول تاریخ هر گروه نظر به منفعت شرطها، جهاد خداوند را سو استفاده نمودند، از جمله جنگ های افغانستان به صورت کل خارج از قاعده های جهاد بود و است. بدین سبب که در افغانستان هیچ کس اسناد پیشکش کرده نمی تواند کدام گروه و یا کدام دولت خاطر تغییر دادن عقیده مسلمانی ملت افغانستان، کدام برنامه را آورده باشد و بر این دلیل دست بر تجاوز زده باشد وجود ندارد.
همه طرفدارهای جنگ افغانستان حتی یک سند ندارند که پیشکش کنند پس می توانیم بگویم شرط های جهاد قرآن کریم هیچ زمان در افغانستان وجود نداشت و ندارد.
چونکه اتحادشوروی را بخش از ملت افغانستان آورد که همه شان مسلمان بودند و یک حقیقت دیگری که وجود داشت نیم از عساکر اتحادشوروی از دین اسلام بودند و باقی اکثریت شان از دین عیسوی بودند، بلکه بین شان با شمول رهبران شان آته ئیستها بودند و لاکن درد او آته ئیستها خاطر تغییر عقیده ی دینی مردم افغانستان نبود، آنها مرام و هدف سیاسی داشتند بدین خاطر جنگ مقابل آنها و مقابل دولت افغانستان صرف جنگ بود نه جهاد!
تنها شیطان های سیاست اند خاطر منفعت شان جهاد مقدس قرآن کریم را با اخلاق طاغوتی شان استفاده نموده اند و می نمایند.
ملت افغانستان را بر احساسات آورده با سلاح جهاد بر یک دیگر دشمن ساختند، اگر ادراک عقلایی از احکام قرآن کریم در عقل جامعه وجود می داشت، جهاد قرآن کریم تا این اندازه یک متاع ارزان شده بر خرابی ها وسیله نمی شد.
هر اقدام و خرابی که از این دستچین سیاست رخ داد، از یک طرف ملت را در گناه سوق داد، از جانب دیگر تنها بر استقامت های سیاست منفعت بخشید.
گروه هایکه از این بازی دست بر منفعت بردند، افتراگر بر خالق بزرگ هستند و دروغ می گویند و مطابق آیت های قرآن کریم آخرت شان جهنم است.
سبب اینکه یزدان بزرگ در سوره بقره آیت هفتاد نو امر دارد می گوید «پس وای بر آنها که نوشته‏ ای با دست خود می نویسند، سپس می گویند: «این، از طرف خداست. تا آن را به بهای کمی بفروشند. پس وای بر آنها از آنچه با دست خود نوشتند و وای بر آنان از آنچه از این راه به دست می آورند!»                                   
کس هایکه مقابل تجاوز خارجی ها جنگیده مقاومت کنند فقط مقاومت را باید بیان کنند نه کلمه مقدس "جهاد" خداوند را!
اگر شرط ها مطابق امر خداوند نباشد، اگر البسه پوشانده جهاد را استفاده نمایند، یک نو دروغ و فریب است و باید خطا را از آیت های قرآن کریم درک نموده از یزدان بزرگ عفو بخواهند که پروردگار کریم و رحیم است.
در این خصوص خطا کارهای بزرگ، بخش علمای دینی افغانستان است، آخرت همه این بخش بر باد شده است. بر این که دایما زیر تاثیرات روند سیاست و خواست جامعه عمل می کنند. همیشه از حقیقت قرآن کریم دور بوده اند و دست آوردهای شان دور از فرمان الله می باشد، خداوند گناه ی این مردمان بدبخت شده را ببخشد، از این خاطر که بیشترین دروغ را از اسم اسلام این قشر مردمان بر ملت افغانستان گفته اند و اسیر و مزدور سیاست بودند و هستند.
حال ببینیم، اگر دو طرف عقیده در موجودیت خداوند ایمان داشته باشند و منصوب یک دین و یا حتی تابع به مختلف دین باشند، اگر که جهت بدست آوردن منفعت، اسم یزدان بزرگ را استفاده نموده، جنگ را ایجاد کنند و خونریزی کنند و تباه یی کنند، آیا کدام انسان با منطق گفته می تواند چنین عناصر را و یا قدرتها را و یا اسم های که نزد ملت، به گونه های مختلف با ارزش شده است پروردگار اهمیت می دهد؟
آیا رضایت نشان می دهد؟
کمی با منطق شویم بهتر نیست؟
از قلم اوکتای اصلان راه سوم