حفیظ الله امین دومین رهبر مارکسیستها، سومین رئیس جمهور افغانستان به خاطر چه؟ باهمکاری کی ها از جانب کدام قدرت به قتل رسید؟

 

حفیظ الله امین دومین رهبر مارکسیستها سومین رئیس جمهور افغانستان به خاطر چه؟ با همکاری کی ها؟ از جانب کدام قدرت به قتل رسید؟
سند مکمل به قتل حفیظ الله امین دومین رئیس جمهور مارکسیستها
گگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ

حفیظ الله امین دومین رئیس جمهور مارکسیستها بود به مرگ نزدیک بود. پرگرام او مرگ را جاسوس های استخبارات اتحاد شوروی، با همکاری جاسوس های داخلی افغانی تا شش جدی 1358 هجری شمسی پلان گرفته بودند تا تطبیق کنند.

از داخل حزب در پلان اشغال افغانستان یک عده رهبران که نظر بر تبصره او زمان و نظر بر پیشآمدهای خبری او زمان باشمول غلام دستگیر پنجشیری و سلیمان لایق بخش از رهبری بودند نقش داشتند. بطور مثال در همان روز کودتا شش جدی غلام دستگیر پنجشیری از یک سفر رسمی از اتحادشوروی آمد؛ او در کابینه امین بود لیکن در فردای او روز کودتا او با ببرک کارمل بود. در حالیکه اکثر رهبران حزب در زندانها روان شده بودند باشمول او یک عده باکارمل دوباره در سراقتدار ماندند. او خود نشان میدهد آنها دور از چشم امین شرطها را به اشغال اردوی سرخ آماده کرده بودند.

آنها نفرات استخبارات اتحاد شوروی را در قصر ریاست جمهوری از اسم کارمندهای خدمت از ماهها پیش جابجا ساخته بودند تا با سکونت حفیظ الله امین و اعضای فامیل امین را غافل گیر نمایند و با آخرین وحشت قتل کنند.

امین او جاسوسها را کارمندها برای خدمت می دانست و به مسکو اعتماد داشت لیکن پنجشیری و دیگر همدست های پلان اشغال از جاسوس بودن خبر داشتند.

او جاسوسها در مختلف خدمت برای فامیل امین خدمتگار شده بودند لاکن همه شان از استخبارات بودند.                                              

با او پلان تیم آدم کش استخبارات اتحاد شوروی، با خون سردی حفیظ الله امین و چند تن دیگر را در قتل رساندند و باقی فامیل را زخمی کردند.

سالها بعد، اشتراک کننده های او وحشت، حقیقت را در مطبوعات روسیه اعتراف کردند و اسم فرد ـ فرد همکارهای افغانی شان یادآور شدند چیزی در کنار باقی نماند.

او حادثه در 6 جدی 1358 رخ داد  پلان چگونه بود؟

      در 6 جدی سال 1358 هواپیماهای نظامی شوروی یکی پس از دیگری در فرودگاهای نظامی افغانستان به زمین فرود آمدند.

در همین روز حفیظ الله امین بی خبر از پلان کودتا، همه اعضای دفتر سیاسی را برای جلسه به اقامتگاهش در "تپه تاج بیگ" دعوت می کند و همه اعضای جلسه آنروز مهمان امین بودند.

اولین غذایی که برای مهمانان آوردند، سوپ بود. سوپ به وسیله آشپز امین، آشپز امین که یک جاسوس روسی بود، پخته شده بود، با سوپ همه شان مسموم شده بودند.

حفیظ الله امین ابتدا گیج و منگ شده بود و سپس در یک عملیات نظامی 45 دقیقۀ که به سرکردگی ستوان "سیمیونف" به کاخ محل استقرار وی یورش برده بودند با رگبار مسلسل در پیش چشم اعضای خانواده اش، وی را کشته بودند.

شخص خود سیمیونف با جزئیات در مطبوعات روسیه عملکردشان را بعد از فروپاشی اتحادشوروی اعتراف نمود.

همسر حفیظ الله امین جزئیات کشته شدن همسرش را چنین شرح داده است: "تا وقتی که مهمات داشتیم، هیچ کس نتوانست وارد کاخ شود. عده زیادی از مهاجمین کشته شدند. ما نمی دانستیم که روسها هستند وقتی مهمات ما تمام شد، آنها داخل کاخ شدند. به محض داخل شدن با ماشیندار / مسلسل به چهار طرف شلیک کردند. در اثر او شلیکها به دخترانم ملالی و گلالی و پسرم خوازک گلوله اصابت کرد.

در حالی که آنها عکس امین را به دست داشتند، به سوی دخترم "غوتی" رفتند. غوتی به آنها گفت چرا شلیک می کنید، امین صاحب این جاست. گفتند امین کجاست؟ در این حال متوجه شدند که امین آنجا نشسته است، بر او شلیک کردند. بعد از آن پسران و دخترانم زخمی شدند. وقتی دیدند کسی دیگر باقی نمانده، خاموش شدند."

      همان شب، جسد امین رئیس جمهور را در قالی پیچانده، در گورستان نزدیک کاخ به خاک سپردند. بر سر گور او هیچ لوح یا نشانۀ نگذاشتند و باقی خانواده امین را که زنده مانده بودند، به زندان پلچرخی بردند.

حفیظ الله امین سومین رئیس جمهور افغانستان بود و دومین رئیس جمهور مارکسیستها بود که با دست خود دوستان او قتل شد.

سند دیگر که پلان و صنحه های کشته شدن حفیظ الله امین را بعد از فروپاشی اتحادشوروی فاش کرد:

پلان طوری تنظیم شده بود، سحرگاه ششم جدی 1358  "27دسمبر 1979" پنجهزار تن از نیروهای فرقۀ 103 کماندو به وسیلۀ دهها پرواز هوایی وارد فروگاه کابل و بگرام شدند. تا ظهر این روز، نیروهای زرهی فرقۀ 108 که روز 25 دسمبر با عبور از فراز آمو دریا راه کابل را در پیش گرفته بودند، وارد حومۀ پایتخت شدند و با نیروهای کماندوی فرقۀ 103 ارتباط برقرار ساختند.

مشاورین شوروی در قطعات ارتش افغانستان، ورود این نیروها را انجام تمرینات نظامی وانمود می کردند.

نقطه مهم: «حفیظ امین رئیس جمهور افغانستان از آمدن قطعه های عسکری اتحادشوروی خبر داشت. او قطعه های عسکری را به پلان همکاری پرگرام های خود تصور داشت امّا دور از ادراک او ـ او قطعه ها خاطر سرنگون ساختن رژیم او می آمدند از او پلان یک بخش رهبری حزب با شمول لایق و پنجشیری خبر داشتند»

چونکه بین دو کشور برای همکاری توافقها وجود داشت و او توافقها توسط خود امین با اتحاد شوروی امضا شده بود و او قطعه های عسکری با او توافقها داخل افغانستان شدند.

بعد از مرگ امین ـ امین را که نفر "سیا" گفتند اگر نفر سیا می بود چرا توافقها را امین امضا کرد؟

لاکن آنچه را که امین حدس زده نمی توانست، توافقها خاطر از بین بردن خود امین با دست امین در زمان خودش بود که امضا شد.

از او توافقات امین برداشت دیگر داشت لاکن اتحاد شوروی پلان مخفی خود را داشت.

      حفیظ الله امین، ظهر آن روز در کاخ تپۀ تاجبیگ میزبان اعضای دفتر سیاسی حزب دموکراتیک خلق بود. امین به اعضای بیروی سیاسی گفت: "سفیر شوروی به نمایندگی از رهبری دولت شوروی بر او اطمینان محکم داده هست که دولت شوروی به قدر ویتنام به افغانستان مساعدت تخنیکی، نظامی و مالی می رساند و کشور ما را در مقابل دخالت و مداخلۀ پاکستان و دیگر کشورهای منطقه تنها نمی گذارد."

در 6 جدی از آمدن قطعه های عسکری که امین خبر بود امین او قطعه ها را از همکاری اتحادشوروی می دانست چونکه او با دل ـ جان به اتحادشوروی وفادار بود زیرا تربیه شده خود استخبارات اتحادشوروی بود.

این مطلبی بود بعد از شش جدی از طرف اشتراک کننده او جلسه فاش شد.

سوال این است آیا پاکستان قصد مداخله را داشت؟

امین در حالی به اعضای دفتر سیاسی حزب دموکراتیک خلق از کمک های نظامی و مالی شوروی اطمینان می داد، آشپز روسی اش در آشپزخانه مصروف زهرآلودساختن غذای او بود. و نیروهای شوروی در بیرون از کاخ، خود را برای انجام یک عملیات نظامی غرض سرنگونی حکومت وی آماده می کردند امّا امین آشپز خود را از خود می دانست و نیروهای بیرون را محافظ های قصر می دانست.

    (نوت: ما ملت در طول تاریخ تا این اندازه ساده بدون پرگرام اسیر بر خوش زبان های بیگانه بودیم و هستیم که دایم وطن را از نام دوستی، گاه بر یک قدرت کرایه دادیم و گه بر دیگر قدرت)

      طرح مسموم کردن امین توسط دیپارتمنت هشت کی جی بی تحت رهبری شخص اندروپوف رئیس کل استحبارات اتحادشوروی اتخاذ شده بود.

      (نوت: اندروپوف شخصی بود بحران اقتصادی اتحادشوروی را درک کرده بود و اعضا رهبری مسکو را برای اشغال افغانستان قناعت داده بود و بعد از فوت دو رهبر اتحاد شوروی که پی در پی وفات کرده بودند رهبر و رئیس دولت اتحاد شوروی شده بود.)

      این دیپارتمنت یکی از اعضای کی جی بی را به نام "تالیبوف" به عنوان آشپز وارد قصر امین ساخت. امین ظهر روز 27 دسمبر 1979 "6 جدی 1358" مسموم شد و پس از صرف نهار به بیهوشی و کوما رفت.

خبر مسمومیت امین و اعضای دفتر سیاسی حزب، از سوی جانداد قوماندان گارد قصر به اطلاع جنرال ولایت، رئیس شفاخانۀ چهارصد بستر ارتش، رسید. جنرال مذکور به عجله به سوی محل اقامت امین شتافت و سرطبیب شفاخانۀ چهارصد بستر را غرض انتقال پزشکان شوروی موظف ساخت.

سرطبیب، دگروال "ویکتور کزنیچنکف" متخصص امراض داخلی را با یک متخصص بیماری های میکروبی و دگروال "اناتولی الکسی یف" سرطبیب گروه داکتران نظامی شوروی را از شفاخانۀ چهارصد بستر، به کاخ تپه تاج بیک آورد.

ژنرل لیخافسکی می نویسید: "پزشکان از پله کان بالا آمدند. امین در یکی از اتاقها با بدن نیمه برهنه به روی زمین افتاده بود. فک و چانه اش آویزان شده بود و چشمانش بی نور و سفید چیزی را نمی دید. نشانه یی از هوش در وجودش دیده نمی شد. سرهنگ کوزنیچنکف و سرهنگ الکسی یف گفتند: "با نجات «رهبر کشور دوست» طرح های کی جی بی برهم زده می شود."

      منطق آن بود که امین رئیس شورای انقلابی (رئیس جمهور) تداوی باید نشود بنآ امین تداوی نشد.

امین تا ساعت شش شام به خود آمد و با شگفت زدهگی پرسید: "چرا در خانۀ ما چنین چیزی رخ داده است؟ چه کسی این کار را کرده است؟ تصادفی هست یا کدام توطیه؟"

حفیظ الله امین زمانی به هوش آمد، عملیات نظامی نیروهای شوروی برای قتل او آغاز شده بود. قوای مهاجم بعد ازظهر ششم جدی "27 دسمبر" در سه قطار به سوی مرکز شهر، تپه تاج بیک و پلچرخی حر کت کردند. آنها نخست مرکز مخابرات را در شهر منفجر ساختند و به سوی قصر اقامت امین یورش بردند.

این نیروها مؤظف بودند تا واحدهای ویژۀ کی جی بی را که قبلاً در کاخ تپۀ تاج بیک و دارالامان و سفارت شوروی جابهجا شده بودند، کمک کنند. این جزوتامها "یگانها و واحدها" هیچ تفاوتی با یک جزوتام افغانی نداشتند. افراد آن که ملبس به یونیفورم افغانی بودند و از مسلمان های اتحادشوروی بودند اطراف قصر را مین گذاری کردند. آنها سازمان دهی و چگونگی تبدیل پهره داری قصر امین را می دانستند. محافظین امین را به چهره می شناختند. از خصوصیات سیستم مخابراتی و تجهیزات جنگی شان نیز آگاه بودند. در پهلوی آن، ساختمان داخلی قصر و نقشۀ اتاق های داخل قصر را نیز میدانستند.

قطعات مهاجم "الفا" را "نیکولای بریلیف" و "زینت" را "بویا رنیف" ازافسران کی جی بی فرمان دهی می کردند. این قطعات چند عراده ماشین جنگی و دستگاه "شلیکا" در اختیار داشتند.

هجوم به کاخ امین به نام "یورش 333" در شامگاه 27 دسمبر 1979"ششم جدی 1358" ساعت 6 و 25 دقیقه آغاز یافت.

به نوشته مؤلف توفان در افغانستان: "برای افراد و پرسونل کندک مسلمانان اتحاد شوروی توضیح داده بودند که امین به انقلاب ثورخیانت کرده و به زد و بند با (سیا) پرداخته است"

      (نوت: یک دروغ بود زیرا امین تا هنگام مرگ بر اتحاد شوروی وفادار بود و تقاضا همکاری نظامی را داشت. حتی آمدن قطعه های عسکری اتحاد شوروی را خود وی آرزو داشت بناً چگونه با "سیا" ارتباطی بوده می توانست؟)

      راستش این توضیحات را کمترکسی از سربازان و افسران میتوانستند بپذیرند و از خود می پرسیدند: "پس چرا امین سپاهیان ما را دعوت کرده است، نه سپاهیان امریکایی را؟"

هنوز پزشکان شوروی امین را ترک نکرده بودند که آتش نیروهای شوروی کاخ رابه لرزه آورد. درحالی که امین و خانوادهاش در اتاقهای داخل کاخ بودند و نمی دانستند که مهاجمین چه کسانی هستند.

نیروهای گارد محافظ او در محوطه و اطراف قصر با قوای شوروی به نبرد پرداختند. مقاومت نظامیان گارد امین به زودی درهم شکست و مهاجمین داخل ساختمان اصلی کاخ گردیدند.

یکی از نکات شگفتانگیز در داستان قتل حفیظ الله امین توسط نیروهای شوروی، باور و اعتماد امین تا آخرین دقایق عمرش به شوروی بود. درحالی که محل اقامت و محل کار امین در کاخ تپۀ تاج بیک مورد هجوم و آتش نیروهای شوروی قرار گرفته بود، حفیظ الله امین اطلاع جانداد قوماندان گارد محافظ قصر خود را که آتشباری از طرف روسهاست، نپذیرفت.

خانم امین سالها بعد در مصاحبه با رادیو بی بی سی گفت: "امین صاحب به جانداد قوماندان گارد گفت ببین کی فیر (شیلیک) می کند؟ جانداد معلومات گرفت و آمد به امین صاحب گفت: این طور معلوم می شودکه فیر از طرف روسها باشد. امّا امین صاحب گفت: نه!"

امین حتا تا آخرین لحظات حیاتش سخنی از بی اعتمادی و سوءظن در مورد شوروی به خانواده خود نگفته بود.

خانم امین و فرزندانش نیز باور نداشتند که حمله در آن شامگاه "27 دسمبر" به کاخ اقامت امین از سوی نیروهای شوروی باشد. آنها گمان می کردند که نیروهای شوروی در دفاع از امین با کسانی می جنگند که به قصر یورش آورده اند. از این رو بعد اینکه مقاومت شکسته شد دختر امین با معصومیت به نظامیان شوروی که وارد اتاقی شدند که او با پدر و اعضای خانوادهاش به سر می برد گفت: "چرا شلیک می کنید، امین صاحب این جاست."

او به این تصور بود که شلیک نیروهای شوروی در داخل کاخ علیۀ کسانی هست به امین صدمه می رساندند.

درک او دختر معصوم به او گونه بود در لحظه یکه پدرش (رئیس جمهور) کشته می شد.

      (نوت: همین حقیقت را خلقی های ما و پرچمی های ما نمی دانستند و هیچگاه ادراک نکردند چونکه دایم آنها آنچه روسها گفتند قبول کردند تا که حقیقت را اینبار خود روسها با اسناد افشا نمودند و با گذارش کسانیکه از جمله خانم امین از او صحنه دردناک داد منطق یکی بود تفاوت نداشت.)

      دختر حفیظ الله امین نمی دانست که نیروهای شوروی موظف هستند پدرش را بکشند. حتی که امین دانسته بود دشمن، عساکر اتحادشوروی است بازهم دختر، کی بودن دشمن پدر را نمی دانست. تا او اندازه امین و خانواده او در غفلت بودند و به اتحادشوروی باور و اعتماد داشتند.

حقیقت که به او شکل بود در همان شام شب که امین کشته شد ببرک کارمل در همان شب از رادیو ازبکستان که تاجیکی نشر داشت برای خلقی ها و پرچمی ها امین را نفر سیا گفت.

به گفته او اگر اتحادشوروی دست به اقدام نمی زد، تا چند روز عساکر ایالات متحده آمریکا افغانستان را اشغال می کرد.

به گفته او بیانیه بین امین و سیا توافقنامه امضا شده بود.

تا این اندازه دروغ گفته شد و او قبول شد.

      ببرک کارمل و رژیم او در ارتباط او با سازمان سیا کوچکترین سند را به ملت پیشکش کرده نتوانست.

امین که با آتش نیروهای شوروی کشته شد، نتنها حمله از سوی آنها را به محل اقامتش نپذیرفت، حتی او نیروها را بدفاع از جانش خودش فراخواند پس با کدام منطق ادعای ببرک کارمل درست بود؟

داکترالکسی یف داکتر روسی معالج او که شاهد قتل امین در شامگاه 27 دسمبر 1979 بود، می گوید: "امین به یاور خود دستور داد به مشاورین نظامی شوروی زنگ بزند و آنان را خبر کند که به کاخ حمله شده است. و آن گاه گفت که شورویها کمک می کنند. یاور به امین گفت این شورویها اند که آتش باری می کنند. این سخنان، دبیرکل (امین) را از خود بی خود ساخت، خاکستردانی سیگار را گرفته به سوی یاور پراند و به خشم فریاد زد: "دروغ می گویی، این امکان ندارد." پس خود کوشید با رئیس ستاد کل و فرمانده قوای چهارم زرهدار تماس بگیرد. مگر ارتباطات قطع بود، پس از آن به آهستگی غرید: "دیگر دانستم درست است."

      در این بخش نوشته برای بیشتر روشن ساختن حقیقت حادثه (کشته شدن امین رئیس جمهور) از زبان یک شهروند ازبکستان که در هنگام حادثه عضو گروه حملات بود نوشته را ادامه میدهم.

این شخص رستم تورسولوکوف نام داشت. او شهروند ازبکستان بود، در سال  1358 خورشیدی افسر ارتش شوروی بود. او یکی از افسرانی بود که در ماموریت حمله به قصر دارالامان سهم داشت. در نتیجه آن حملات حفیظ الله امین دبیرکل حزب دموکراتیک خلق افغانستان و رئیس جمهور افغانستان با دو پسرش کشته شدند.

به گفته این شخص با آنکه سی سال از این حادثه می گذرد امّا افغانها در مورد جزئیات این حادثه چیز زیادی نمی دانند. از جمله اینکه حمله چطور سازماندهی شده بود، دقیقا چند نفر در این حادثه کشته شدند و جسد کشته شدگان از جمله حفیظ الله امین در کجا دفن شد؟

این افسر پیشین ارتش شوروی بعد از سی سال جزئیاتی را در مورد این حادثه از جمله محل دفن حفیظ الله امین برزبان آورد که در زیر مصاحبه بی بی سی از زبان ریخت. در این مصاحبه نجیبه زیری که در او هنگام حمله به قصر تاج بیک یازده سال داشت نیز دعوت شده بود تا او نیز سوالاتی را از رستم بپرسد.

افسر ارتش سرخ در آغاز از نجیه زیری بسیار عذرخواهی کرد و گفت: "از آنچه آنشب بر او، خانواده اش و مادرش گذشته هست، بسیار متاثر است و او به عنوان یک افسر راهی جز اطاعت از فرمان فرماندهانش نداشته است.

در ششم جدی سی سال قبل، من جوان بیست سه ساله بودم و مربوط کندکی از اسم "گردان" بودم که از مسلمان های شوروی سابق یعنی از ازبکها و تاجیکها تشکیل شده بود و ماموریت ما حمله به قصر تاج بیک بود. همه ما لباس افغانی داشتیم به گونه وارد کابل شده بودیم که گویا یک واحد نظامی از شمال افغانستان به پایتخت آمده اند، ولی همه ما افسران و سربازان متعلق به ارتش شوروی بودیم.

در روز حمله ما بازو بندهای سفید داشتیم این تنها نشانۀ بود که مشخص می کرد ما جزء این نیروهای ویژه هستیم.

فقط چند هفته قبل، در پنجم دسامبر بین حفیظ الله امین و شوروی معاهده امضا شده بود که به اساس او معاهده اجازه می داد کمک های نظامی شوروی وارد افغانستان شود. بعد از پنج دسامبر بخشی از نیروهای شوروی شروع کردند به وارد شدند به افغانستان. ما زیر نظر یک افسر افغان به نام جانداد بودیم و ما به عنوان محافظ وارد افغانستان شده بودیم.

در روز شش جدی، قرار بود حمله ما به قصر تاج بیک ساعت هفت و سی دقیقه شب به وقت محلی آغاز شود امّا چون حفیظ الله امین مسموم شده بود و شک کرده بود که ممکن هست اتفاقی بیافتد، چون امین پزشک افغان را خواسته بود و به پزشک شوروی که آنجا بود دیگر اعتمادی نداشت در همان لحظه از جانب جاسوسها که در داخل قصر بودند تمامی نور افگن های اطراف قصر بر خلاف معمول روشن شده بود و این برای ما زنگ خطر بود که ممکن هست عملیات افشا شود. از سوی دیگر بین ما و تیمی از اعضای ک جی بی که در درون قصر بودند، سوء تفاهمی رخداده بود.

یا نباید کسی در قصر مسموم می شد و یا اگر مسموم می شدند این مسمومیت باید شدید می بود. امّا مسموم شدن امین آنهم در حد کم، او را مشکوک کرد و هر لحظه ممکن بود برنامه حمله به او افشا شود.

      حفیظ الله امین در روز ششم جدی درحالی که شماری از اعضای کابینه اش نیز با او بودند، با خوردن سوپ آلوده به سم، مسموم شده بودند او فورا پزشک مخصوصش را خواسته بود و معده اش را شسته بود.

بنآ بر این دلیل، ما عملیات را پانزده دقیقه قبل از زمان مشخص شده شروع کردیم. جانداد کسی بود که مسایل نظامی را خیلی خوب می دانست و ما او را می شناختیم.

قصر تاج بیک به قصر دارالامان نیز مشهور است. حفیظ الله امین مدتی قبل از کشته شدن به این قصر منتقل شده بود.

من یک جوان بیست و سه ساله بودم امّا قلبم تکان خورد وقتی به ما دستور دادند که هر جنبندۀ را که در قصر باشد به گلوله ببندید. این یک دستور نظامی بود، من امروز که سی سال از آن روز می گذرد بسیار برای آنچه "درششم جدی" اتفاق افتاد متاسفم و از تمامی کسانی که در آن حادثه آسیب دیدند عذر می خواهم.

ولی ما آنگونه که دستور بود عمل نکردیم اگر چنان می کردیم باید همه کسانی که در قصر بودند کشته می شدند در حالیکه خوشبختانه چنین نشد.

حفیظ الله امین چهل سه دقیقه مقاومت کرد. بعد از ورود ما به قصر و اینکه رهبری ما مسلم شد امین کشته شده، به ما دستور داده شد که با زنان و کودکانی که در قصر هستند و افراد دیگری که آنجا هستند و زنده مانده اند، بامهربانی برخورد کنید. لذا ما لباس های گرم خود را به آنها دادیم، به کسانی که زنده مانده بودند غذا دادیم و سعی کردیم به آنها کمک کنیم.

کسایکه اسیر شده بودند سه روز در قرارگاه ما ماندند، بعدا آنها تحویل دولت افغانستان داده شد.

هشت یا نه افغان به شمول حفیظ الله امین که رئیس جمهوری بود، با دو پسرش و خانم وزیر خارجه از جمع کشته شدگان بودند. البته خانم وزیرخارجه در وضعیت بدی بین ما و کسانی که در درون قصر مقاومت می کردند گیر افتاده بود.

در او حملات نو سرباز از ما نیز کشته شدند.

جسد امین و دیگر کشته شدگان را در قالین پیچانیدیم و آنسوتر از قصر تاج بیک دفن شان کردیم.

در آن شب کودتا حدود هزار و هفتصد نفر باز داشت شدند. بعد از کشته شدن امین شایعه ها که در افغانستان انداخته شد، اگر امین مقاومت نمی کرد کشته نمی شد محکمه می شد حقیقت ندارد چونکه ما به خاطر کشتن رفته بودیم نه خاطر بازداشت کردن!"
تاریخ نشر نوشته:4/16/2016