کدام سبب یا سبب ها اقتدار دکترنجیب الله را تهدید می کرد؟

کدام سبب یا سبب ها اقتدار دکترنجیب الله را تهدید می کرد؟
پدر طالبان چگونه به مانند ارواح از زمان دکترنجیب الله فعال شد و کی ها سبب تحرک بخشیدن شدند؟
زمام داری دکتر نجیب الله به ختم اش نزدیک می شد، زیرا دو دلیل حکمداری دکتر نجیب الله را تهدید می کرد. دلیل از همه مهم اقتصاد بود گرچه سیاست اقتصادی دکتر نجیب الله نسبت به همه همبازهای سابق اش بهتر بود و با حقیقت افغانستان نزدیک بود و با سیاست جدید اقتصادی در نبض مارکت ها، انرژی داده بود و یک قشر جدید تجار را سبب شده بود تا قد بلند نمایند و از تجارت اتحاد شوروی وقت، دقیق استفاده می کرد لاکن نبودن یک نظم مالیه گیری و غرق شدن ادارات دولتی در فساد، بزرگ ترین ضربه بود به درآمد افغانستان دست دکتر نجیب الله را ضعیف می ساخت.
از جانب دیگر اتحاد شوروی وقت، در بحران عمیق اقتصادی اسیر شده بود و بحران اقتصادی نارضایتی سیاسی را بین رهبران حزب کمونست ایجاد کرده بود و دو باره باز سازی میخائیل گورباچف نقش اش را در روند رشد اقتصاد انجام داده نتوانسته بود و از بحران عمیق اقتصادی اتحاد شوروی وقت، غرب درآمد سیاسی کرده بود و با فشارهای سیاسی قطعات اتحاد شوروی وقت را از افغانستان بیرون ساخته بود و دست به مانورهای سیاسی در غرب اتحاد شوروی وقت، که بلوک کشورهای سوسیالیستی طرفدار اتحاد شوروی وقت بودند، زده بود و در بین ملت های شان فعالیت های استخباراتی را انجام داده بود.
از اینکه تمایل ذهنیت مردمان اروپا شرقی سوی ایده های غربی ها بود به زودی قیام های مردمی پی در پی در کشورهای سوسیالیستی صورت گرفته بود و با نوبت رژیم های سوسیالیستی تغییر نموده بود و به رژیم های طرفدار غربی تبدیل شده بود.
همه این روند داخلی کشور های سوسیالیستی در اقتصاد افغانستان تاثیر منفی عمیق نموده بود که کمک های اقتصادی اتحاد شوروی وقت، کم شده می رفت.
دکتر نجیب الله زیر فشار سر سخت اقتصاد قرار گرفته بود و در روز شکست رژیم دست مجاهدها همه ثروت نقدی افغانستان فقط بیست میلیون دالر بود.
دلیل دومی بروز و شهرت فوق العاده یافتن جنرال عبدالرشید دوستم و احمد شاه مسعود بود. جنرال عبدالرشید دوستم از ترکان افغانستان بود و با استعداد نظامی یک جنگجوی قوی شده بود. در هر استقامت افغانستان که سربازهای دوستم می رفتند پیروزی حتمی شده بود.
از پیدایش و شهرت رشید دوستم و احمد شاه مسعود یک آکتور دایمی سیاست منطقه بیدار شده تکان می خورد و در هراس و تشویش افتیده می شد و دیرین دولت این آکتور را شرط های جدید افغانستان فعال تر می ساخت.
یک ذهنیت و یک سیستم از هراس نیرومند شدن عبدالرشید دوستم و احمد شاه مسعود در بغرنج ترین منطقه ی دنیا به وجود می آمد و رشد می کرد و در صحنه سیاست منطقه با قاعده های منظم سیاست داخل می شد و در هر گوشه و کنار سیاست افغانستان به زودی ریشه های گذشته اش را تقویت داده دو باره با باز سازی ریشه دوانی می کرد و با جدیت فعال می شد و در مغز حکومت دکتر نجیب الله تاثیر آور می شد.
لاکن دایما مانند یک ارواح قهرمان گمنام می شد، چونکه سیاست را درست بازی می کرد و فعالیت های خشن اش را بر دوش اسلام آباد زده، ذهن ملت افغانستان را بر دست می گرفت که هم اکنون چنین است.
امروز هم مانند یک ارواح فعالیت دارد، اگر که شکل خود را بیرون کند، موفقیت سیاسی که در ذهن مردم افغانستان بدست آورده است از بین می رود و ذهن ملت افغانستان تغییر پیدا می کند و در ضرراش قرار می گیرد، بدین خاطر لازم نمی بیند تا که شرط ها میسر نشود خود را نمایان سازد.
امروز سرسخت ترین مخالف این ارواح زمانی که از سیاست صحبت می کند، بر نفع این ارواح سخن می زند، زیرا شرط ها در افغانستان چنین هدایت دارد و لاکن سخن گوی از باریکی سیاست گذاری این ارواح یا آگاه نیست و یا کدام چاره ندارد.
در اوج زمان دکتر نجیب الله یک کودتا نظامی از طرف استخبارات اتحاد شوروی وقت، ترتیب شده صورت گرفته بود و اما کودتا ناکام شده بود. هدف این کودتا بخش از رهبران حزب وطن را با سر سخت ترین رادیکال مجاهدها یعنی با حزب اسلامی گلبدین حکمتیار یکجا ساختن بود، تا یک فصل جدید در سیاست منطقه به وجود بیاید، یک نو مانور سیاست روس ها مقابل غرب بود.
کی می داند بلکه اگر موفق می شدند افغانستان در یک مسیر معقول تر می رفت یا بیشتر بحرانی تر می شد کس حتی تخمین زده نمی تواند.
لیکن در نفع اتحاد شوروی وقت می شد، از این که بخش از وزن سنگین افغانستان از دوش شان دور می شد.
کودتا که صورت گرفته بود تخمینی بخش بزرگ از رهبران حزب وطن مقابل دکتر نجیب الله دست با هم داده بودند و هدف شان دور ساختن دکتر نجیب الله از اقتدار دولتی بود.
کودتا گرها با قویترین قوماندان های نظامی اردو هم دست به این کار شده بودند و اما قطعات عبدالرشید دوستم را دقیق محاسبه نکرده بودند و کودتا در زیر پای پهلوان های رشید دوستم شکست می خورد و عبدالرشید دوستم را قویترین شخص نظامی کشور می ساخت.
بعد از شکست کودتا، دکتر نجیب الله با گروه کارمل که در حزب وطن موجود بود بیشتر نزدیکی پیدا می کرد چونکه شرط های کشور چنین همبستگی را به میان آورده بود، از این خاطر که قطعات نظامی اردو بیشتر بدست طرفدارهای کارمل افتیده بود و به زودی عبدالرشید دوستم با گروه کارمل روابط دوستانه را زیادتر بر قرار می کرد، زیرا دلیل نزدیک شدن عبدالرشید دوستم به گروه کارمل، تاثیر روابط ترک ها با او گروه بود، بخش از روشنفکران ترک های افغانستان نزدیکی با او گروه داشتند، در راس شان سید اکرام پیگیر بود که قوماندان های قوی دوستم مثل رسول پهلوان و غفار پهلوان احترام سر سخت بر پیگیر داشتند و بالای رشید دوستم تاثیر آور بودند و خود جنرال دوستم هم احترام سرسخت داشت.
گرچه از روشنفکران ترک عبدالرشید دوستم هیچگاه و هیچوقت کدام منفعت دیده نتوانست، چونکه قشر روشنفکر ترک در افغانستان نهایت بی کفایت سیاسی بوده به پارچه های کوچک با ایده های تنگ گروه یی تقسیم بودند و هستند طور مثال پیگیر با حلقه کوچک دوستانش دایما با محمود بریالی بود.

تاریخ نشر نوشته:4/16/2016
از قلم اوکتای اصلان راه سوم